Quantcast
Channel: خنج –هفت‌برکه | گریشنا
Viewing all 38 articles
Browse latest View live

ایمن‌سازی راه خنج به ارد

$
0
0

هفت برکه (گریشنا): عملیات حذف نقطه پر حادثه تنگ نارک و ایمن‌سازی محور خنج به سه راهی ارد آغاز شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل راه و شهرسازی لارستان: پرویز حیدری، سرپرست  اداره راه و شهرسازی خنج از آغاز حذف نقطه پر حادثه تنگ نارک خبر داد و افزود: «بیش از ۱۵ هزار متر مکعب عملیات خاک‌برداری در این نقطه باید صورت گیرد و امیدواریم بتوانیم با اتمام این کار مسیر ایمن جهت تردد مردم این منطقه به مرکز شهرستان فراهم سازیم.»

وی در ادامه از اجرای عملیات راهداری محوری در مسیر خنج به دو راهی ارد خبر داد و افزود: «در حال حاضر عملیات راهداری محوری خنج به دو راهی ارد به طول ۴ کیلومتردر حال انجام است و بیش از بیست و هشت هزار متر مکعب خاک‌ریزی صورت گرفته است.»

سرپرست اداره راه و شهرسازی خنج ادامه داد:«این عملیات شامل  شانه‌سازی، اصلاح شیب شیروانی، اصلاح دید افقی، مرمت ابنیه فنی و تنظیم بستر رودخانه در ورودی و خروجی پل‌ها  در این محور درحال انجام است.»

حیدری همچنین از مردم این منطقه خواست تا انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق پیام کوتاه به شماره ۳۰۰۰۴۸۶۶۰۰۱۹۷۱ با اداره روابط عمومی اداره کل در میان بگذارند.

narak2

narak1 narak2

 


خیرین گراشی در خنج و ایج حسینیه ساختند

$
0
0

هفت‌برکه (گریشنا): در آستانه ماه محرم، خیرین گراشی در شهرستان خنج و شهر ایج در شهرستان استهبان حسینیه ساختند.

به گزارش دفتر خبری خنج، در مراسمی که غروب شنبه ۱۰ مهرماه با حضور فرماندار خنج و جمعی از مردم و برخی مسئولین شهرستان‌های لارستان و گراش برگزار شد، حسینیه چهارده معصوم خنج افتتاح شد. در این مراسم با اهدا لوح تقدیر از بانی خیر، شهرداری خنج و کسانی که در انجام امر خیر همکاری داشتند، تقدیر شد.

حاج زینل زینلی گراشی این حسینیه را با صرف یک میلیارد تومان به سبک زیبائی ساخته است. حسینیه چهارده معصوم خنج در زمینی به وسعت ۶۰۰ متر با ۱۴۰۰ متر مربع زیربنا ساخته شده است.

در نقطه‌ای دیگر از استان فارس نیز حسینیه سیدالشهدا (ع) در شهر ایج شهرستان استهبان ساخته شد. حاج حسن سراجی و حاج عبدالنبی نسبت‌دار این حسینیه را ساخته‌اند.

khonj khonj2

۹ نفر سهم گراش در آزمون استخدامی آ.پ.

$
0
0

هفت‌برکه (گریشنا): سهم گراش در آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش سال ۹۵، نه نفر است.

به گزارش خبرنگار هفت‌برکه، ثبت ‌نام آزمون استخدامی وزارت آموزش و پرورش سال ۹۵ از روز یکشنبه هجدهم مهرماه در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی: www.sanjesh.org  آغاز شده است و تا روز شنبه بیست و چهارم مهر ادامه خواهد داشت. سهم گراش ۹ نفر خانم و آقا در رشته‌های آموزگار ابتدایی، آموزگار ریاضی، دبیر ادبیات فارسی، مراقبت سلامت (مربی بهداشت) و هنرآموز خودرو است. البته در این آزمون، شهرستان‌های لارستان، گراش و خنج در مجموع ۵۸ نفر خانم و آقا سهمیه دارند، و دامنه پذیرش این سهمیه‌ها شامل شهرستان گراش نیز می‌شود.

azmoon-estekhdami-sanjesh

سهمیه رشته‌ها و تعداد نفرات هر رشته برای شهرستان گراش به شرح زیر است:

آموزگار ابتدایی  – گراش – ۳ مرد – ۱ خانم

آموزگار ریاضی – گراش – ۱ مرد

دبیر ادبیات فارسی – گراش – ۲ مرد

مراقبت سلامت (مربی بهداشت) – گراش – ۱ خانم

هنرآموز مکانیک خودرو – گراش – ۱ مرد

 

داوطلبین گراشی می‌توانند از سهمیه شهرستان‌های لارستان و خنج نیز برای استخدام استفاده کنند. جزییات رشته‌ها  و تعداد نفرات این سهمیه‌ها به شرح زیر است:

هنرآموز استاد کار الکترونیک – لارستان – ۱ نفر مرد

هنر آموز استاد کار کامپیوتر – لارستان – ۱ نفر مرد – ۲ نفر خانم

استاد کار تاسیسات – لارستان – ۲ نفر مرد

استاد کار مکانیک خودرو – لارستان – ۱ نفر مرد

هنرآموز الکترونیک – خنج – ۱ نفر مرد

آموزگار ابتدایی – خنج – ۲ نفر مرد

آموزگار ابتدایی – لارستان – ۴ نفر مرد – ۱ نفر خانم

آموزگار استثنایی – لارستان – ۳ نفر مرد

تربیت بدنی – لارستان – ۱ نفر مرد – ۱ نفر خانم

زبان و ادبیات انگلیسی – لارستان – ۳ نفر مرد

دبیر ادبیات فارسی – لارستان – ۴ نفر مرد

دبیر زیست‌شناسی – لارستان – ۲ نفر مرد

هنرآموز (ساختمان) – لارستان – ۱ نفر مرد

دبیر شیمی – لارستان – ۱ زن

دبیر عربی – لارستان – ۱ زن – ۲ نفر مرد

هنر آموز کامپیوتر – لارستان – ۲ نفر آقا – ۳ نفر خانم

هنرآموز گرافیک – خنج –  ۱ نفر خانم

هنر آموز گرافیک – لارستان – ۱ نفر خانم

مراقبت سلامت (مربی بهداشت) – خنج – ۱ نفر خانم

مراقبت سلامت (مربی بهداشت) – لارستان – ۲ نفر خانم

هنر آموز حسابداری – لارستان – ۱ مرد

هنرآموز تاسیسات – لارستان – ۱ مرد

آموزگار ریاضی – لارستان – ۱ مرد – ۱ خانم

برای کسب اطلاعات و جزییات مربوط به رشته‌ها و شغل-محل‌های استخدام به دفترچه راهنمای ثبت‌نام و شرکت در آزمون مذکور در سایت سازمان سنجش مراجعه نمایید. لازم به توضیح است که بر اساس اعلام سازمان سنجش، تاریخ ثبت‌نام به هیچ وجه تمدید نخواهد شد.

مرگ مادر خنجی در اثر واژگونی خودرو در جاده اوز

$
0
0

گریشنا: دیروز، سیزدهم شهریور ماه، راننده‌ی خنجی با انحراف از جاده و واژگونی خودرو، مادر خود را از دست داد.

به گزارش خبرنگار گریشنا؛ طی تماسی که با ایزدی، سرپرست مرکز فوریت‌های پزشکی داشتیم، او این حادثه را این‌گونه شرح می‌دهد: دیروز ساعت ۱۳:۴۵ دقیقه خودروی سمند در سه کیلومتری جاده‌ی گراش به سمت اوز به دلیل انحراف از جاده واژگون می‌شود. دختر هفده‌ساله راننده خودرو بوده است، و مادر و خواهر سیزده‌ساله‌‌اش دیگر سرنشینان این خودرو بودند.

در اثر این حادثه، مادر که توسط نیروهای اورژانس به بیمارستان امیر‌المومنین (ع) انتقال یافته بود در اثر ضربه‌ی شدید به گردن و همچنین بیماری زمینه‌ای قلبی و آسیب و شکستگی از ناحیه پا، جان خود را از دست داد. پزشکان دلیل اصلی مرگ او را بیماری قلبی او و سکته در اثر استرس ناشی از واژگونی خودرو تشخیص داده‌اند.

همچنین این اتفاق باعث شکستگی از ناحیه‌ی لگن دختر سیزده ساله و خراشیدگی سطحی و درمان سراپایی دختر هفده‌ساله شد.

این نقطه از جاده گراش-اوز یکی از حادثه‌خیزترین نقاط است، و سالانه تصادفات زیادی در آن رخ می‌دهد.

Tasadof13061394

 

استخدام ۹۹ نفر در آموزش و پرورش جنوب فارس

$
0
0

هفت‌برکه (گریشنا): سهم شهرستان‌های جنوب استان فارس از چهارمین آزمون متمرکز دستگاه‌های اجرایی، استخدام ۹۹ نفر در ادارات آموزش و پرورش است.

۲۹ خرداد ۱۳۹۶ ثبت‌نام چهارمین آزمون استخدامی متمرکز آغاز شد. به گزارش خبرنگار هفت‌برکه بر اساس دفترچه راهنمای منتشر شده ۹۹ نفر که بیشتر آنان آموزگاران ابتدایی هستند در پنج شهرستان جنوب استان فارس استخدام خواهند شد. جدول کامل شغل‌های مربوط به دامنه پذیرش و محل خدمت شهرستان‌های لامرد، لارستان، خنج، گراش و مهر را در جدول زیر مشاهده کنید:

کد شغل محل شغل نوع جنس تعداد
۱۱۵۲۶ آموزگار ابتدایی آزاد مرد ۱۹
۱۱۵۲۶ آموزگار ابتدایی آزاد زن ۳۶
۱۱۸۲۲ دبیر تربیت بدنی آزاد زن ۱
۱۲۲۱۸ دبیر معارف اسلامی آزاد مرد ۱
۱۲۲۵۹ دبیری تاریخ آزاد مرد ۱
۱۲۳۰۰ دبیری کار و فناوری آزاد مرد ۱
۱۲۴۲۲ مراقب سلامت آزاد زن ۲
۱۲۴۷۹ مربی امور تربیتی آزاد مرد ۱
۱۲۶۱۶ هنرآموز طراحی و دوخت آزاد زن ۱
۱۲۶۴۳ هنرآموز کامپیوتر آزاد مرد ۱
۱۲۶۶۳ هنرآموز گرافیک آزاد زن ۱
۱۲۶۸۱ هنرآموز مکانیک خودرو آزاد مرد ۱
۱۲۷۶۱ هنرآموز صنایع شیمیایی آزاد زن ۱
۱۲۸۶۶ آموزگار ابتدایی ایثارگر مرد ۶
۱۲۸۶۶ آموزگار ابتدایی ایثارگر زن ۱۲
۱۲۹۷۵ آموزگار استثنایی ایثارگر مرد ۱
۱۳۰۱۹ دبیر ادبیات فارسی ایثارگر زن ۱
۱۳۰۱۸ دبیر ادبیات فارسی ایثارگر مرد ۱
۱۳۰۸۱ دبیر تربیت‌بدنی ایثارگر مرد ۱
۱۳۰۸۰ دبیر تربیت‌بدنی ایثارگر زن ۱
۱۳۱۴۲ دبیر ریاضی ایثارگر مرد ۱
۱۳۱۷۵ دبیر زبان و ادبیات انگلیسی ایثارگر مرد ۱
۱۳۲۲۷ دبیر عربی ایثارگر مرد ۱
۱۳۳۸۳ دبیر علوم اجتماعی ایثارگر مرد ۱
۱۳۴۰۳ مراقب سلامت ایثارگر زن ۱
۱۳۸۴۸ هنرآموز الکتروتکنیک ایثارگر مرد ۱
۱۳۵۴۸ هنرآموز صنایع شیمیایی ایثارگر مرد ۱
۱۳۵۴۹ هنرآموز صنایع فلزی ایثارگر مرد ۱
۱۳۵۵۴ هنرآموز نقشه‌کشی ایثارگر زن ۱

ثبت‌نام آزمون استخدامی از ۲۹ خرداد تا ۴ تیرماه انجام می‌شود و ۳ شهریور ۱۳۹۶ زمان برگزاری این آزمون است. پذیرفته‌شدگان آزمون استخدامی آموزش و پرورش ملزم به گذراندن دوره یک ساله مهارت آموزی در دانشگاه فرهنگیان هستند.

سهمیه ۹۹ نفری برای پنج شهرستان جنوب استان فارس مشترک است و داوطلبان بومی شهرستان دارای ضریب ۱.۴ هستند. برای استفاده از سهمیه بومی شهرستان یکی از موارد زیر کافی است: دواطلب یا همسرش متولد شهرستان باشد، حداقل چهار سال تحصیلی در شهرستان، پرداخت حداقل چهار سال حق بیمه در شهرستان توسط فرد، همسر، یا پدر و مادر متقاضی

۹۹ نفر سهیمه شهرستان‌های جنوب فارس شامل ۶۷ نفر در سهمیه آزاد و ۳۲ نفر در سهمیه ایثارگران است. جانبازان، آزادگان و همسر و فرزندان شهدا، همسر و فرزندان جانبازان ۲۵ درصد و بالاتر، همسر و فرزندان دارای یک سال و بالای یک سال اسارت و خواهر و برادر شاهد می‌توانند از سهمیه ۲۵ درصد ایثارگران استفاده کنند.

از ۹۹ نفر استخدامی  ۷۳ نفر به شغل آموزگار ابتدایی اختصاص دارد. دانش‌آموختگان لیسانس و فوق لیسانس رشته‌های آموزش ابتدایی ، برنامه‌ریزی درسی، علوم تربیتی کلیه گرایشها، فلسفه تعلیم و تربیت، مشاوره، مشاوره و راهنمایی، تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت و کلیه گرایش‌های روانشناسی می‌توانند برای پذیرش به عنوان آموزگار ابتدایی در این آزمون شرکت کنند.

شرکت‌کنندگان در آزمون استخدامی می‌توانند برای شغل‌های دیگر نیز اقدام کنند. برای اطلاعات کامل دفترچه آزمون(+) را از سایت سنجش دریافت کنید.

 

 

 

 

۶۷ نفر سهمیه سال ۹۶ جنوب فارس در دانشگاه فرهنگیان

$
0
0

هفت‌برکه (گریشنا): ۶۷ نفر داوطلب کنکور سراسری با انتخاب رشته‌های دانشگاه‌های فرهنگیان در سال‌های بعد به جمع معلمان جنوب استان فارس اضافه خواهند شد.

به گزارش هفت‌برکه دو روز دیگر نتایج ۹۳۰ هزار نفر داوطلب کنکور ۱۳۹۶ اعلام می‌شود. دفترچه انتخاب رشته زیرگروه‌های آموزشی در سایت سنجش منتشر شده است. مجید محبی از فرهنگیان گراش با بررسی دفترچه انتخاب رشته امسال سهمیه دانشگاه فرهنگیان در شهرستان‌های جنوب فارس را تفکیک کرده است.

بر اساس دفترچه انتخاب رشته ۴۲ مرد و ۲۵ زن با این سهمیه به دانشگاه فرهنگیان راه پیدا خواهند کرد. بیشترین سهمیه با ۴۴ نفر به رشته آموزش ابتدایی اختصاص دارد. بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی محل خدمت افراد، یکی از مناطق آموزشی گراش، خنج، لارستان، لامرد و مهر به انتخاب اداره کل آموزش و پرورش فارس خواهد بود.

مهرداد بدیع‌زادگان مسئول روابط عمومی مدیریت آموزش و پرورش گراش در مورد مزایای دانشگاه فرهنگیان می‌گوید: «داوطلبان پس از پذیرفته شدن در این دانشگاه، ‌نه تنها به آموزش و پرورش شهرستان کمک خواهند کرد، بلکه دانشجویان این دانشگاه‌ها از همان ابتدای تحصیل به استخدام آموزش و پرورش در خواهند آمد. آنها از خدمت سربازی نیز معاف خواهند شد و از نظر وضعیت معیشتی نیز نه تنها شهریه‌ای برای تحصیل پرداخت نخواهند کرد بلکه از همان ابتدای تحصیل، حقوق و مزایای ماهیانه نیز برقرار خواهد شد و از زمان شروع به تحصیل برای ایشان به عنوان سنوات خدمت محسوب خواهد شد.»

لیست سهمیه‌های دانشگاه فرهنگیان را ببنید:

⭕️ گروه ریاضی
▫️سهمیه دانشگاه فرهنگیان ویژه شهرستان‌های گراش، خنج، لارستان، لامرد و مهر در #کنکور سراسری ۹۶

 

🔹 آموزش ریاضی، یک مرد / شیراز؛ کد رشته ۱۳۲۸۷

🔸 آموزش ریاضی، یک زن / اهواز؛ کد رشته ۱۳۲۸۸

🔸 آموزش فیزیک، یک مرد / شیراز؛ کد رشته ۱۳۲۸۹

🔹 آموزش فیزیک، یک زن / اصفهان؛ کد رشته ۱۳۲۹۰

🔹 آموزش ابتدایی، سه مرد / شیراز؛ کد رشته ۱۶۸۵۸

🔸 آموزش ابتدایی، دو زن / شیراز؛ کد رشته ۱۶۸۵۷

🔹 آموزش کودکان استثنایی،یک مرد / اصفهان؛ کد رشته ۱۶۸۶۱

🔸 آموزش کودکان استثنایی،یک زن / اصفهان؛ کد رشته ۱۶۸۶۲

🔴مجموع سهیمه رشته ریاضی:‌ ۶ مرد + ۵ زن

⭕️⭕️ گروه علوم تجربی
▫️ سهمیه دانشگاه فرهنگیان ویژه شهرستان‌های گراش، خنج، لارستان، لامرد و مهر در #کنکور سراسری ۹۶

🔸 آموزش زیست شناسی، یک مرد / اصفهان (کد رشته: ۱۳۸۱۶)

🔹 آموزش ابتدایی، ۸ مرد / شیراز (کدرشته: ۱۶۸۵۸)

🔸 آموزش ابتدایی، ۵ زن / شیراز (کد رشته: ۱۶۸۵۷)

🔹 آموزش کودکان استثنایی،یک زن / اصفهان (کد رشته: ۱۶۸۶۲)

🔸 آموزش کودکان استثنایی، ۲ مرد/ اصفهان (کد رشته: ۱۶۸۶۱)

🔴مجموع سهیمه رشته تجربی:‌ ۱۱ مرد + ۶ زن

⭕️⭕️⭕️ گروه علوم انسانی
▫️سهمیه دانشگاه فرهنگیان ویژه شهرستان‌های گراش، خنج، لارستان، لامرد و مهر در #کنکور سراسری ۹۶

 

🔸 آموزش ابتدایی، ۱۵ مرد / شیراز؛ کد رشته ۱۶۸۵۸

🔹 آموزش ابتدایی، ۱۱ زن / شیراز؛ کد رشته ۱۶۸۵۷

🔸 آموزش الهیات و معارف اسلامی، یک مرد / قم ؛ کد رشته ۱۴۸۸۷

🔹 آموزش زبان و ادبیات عربی،یک مرد / قم؛ کد رشته ۱۴۸۹۳

🔸 آموزش علوم اجتماعی، یک زن / کرج؛ کد رشته ۱۴۸۹۵

🔹 آموزش علوم اجتماعی، یک مرد / بندرعباس؛ کد رشته ۱۴۸۹۶

🔸 آموزش تاریخ، سه زن/ خرم‌آباد؛ کد رشته ۱۴۸۸۸

🔹 آموزش تاریخ، یک مرد / خرم‌آباد؛ کد رشته ۱۴۸۸۹

🔸 آموزش جغرافیا، یک مرد/ اهواز؛ کد رشته ۱۴۸۹۰

🔹 راهنمایی و مشاوره، ۲ مرد / یاسوج؛ کد رشته ۱۴۸۹۱

🔸 راهنمایی و مشاوره، یک زن/ یاسوج؛ کدرشته ۱۴۸۹۲

🔹 آموزش کودکان استثنایی، ۲ مرد / اصفهان؛ کد رشته ۱۶۸۶۱

🔸 آموزش کودکان استثنایی، یک زن / اصفهان؛ کد رشته ۱۶۸۶۲

🔹آموزش زبان و ادبیات فارسی، یک مرد / شیراز؛ کد رشته ۱۴۸۹۴

🔴مجموع سهیمه رشته انسانی:‌ ۲۴ مرد + ۱۶ زن

🔷 رشته علوم ورزشی، یک مرد/ اصفهان کدرشته ۲۷۳۰۹
🔴 سهیمه علوم ورزشی:‌ ۱ مرد

دختران ژیمناست برای اولین‌بار در گراش مسابقه دادند

$
0
0

هفت برکه(گریشنا): اولین دوره مسابقات ژیمناستیک دختران در سه سطح با پنج مقام قهرمانی برای تیم گراش به پایان رسید.

به گزارش هفت برکه، اولین دوره مسابقات ژیمناستیک دختران روز جمعه بیستم مردادماه ساعت ده صبح با حضور سه تیم گراش، خنج و جویم در سه سطح یک(کودکان زیر شش سال)، دو (کودکان ۷ تا ۹ سال) و سه (کودکان بالای ۱۰ سال)  به میزبانی گراش در سالن شهید بهادری برگزار شد.

مسابقات ژیمناستیک دختران اولین بار است که در گراش به مربیگری فاطمه خداشناس برگزار می‌‌شود.

در سطح یک سارینا رشیدی از خنج، سدنا زارع و حمیده فیروزی از گراش، زهرا زارع و ثنا غلامی از جویم به مقام اول، فاطمه محمدی، زهراسادات محقق، محیا فرجی، فاطیما عظیمی از گراش و  بهار اختری آزاد، الیانا محمدپور، آیسان منفرد از خنج و نرجس منصوریان، و ساینا فرسوده از جویم به مقام دوم و هلن قایدی، ساینا رشیدی، ویدا حسین پور از خنج و  یسنا یوسفی، پرنیان افتادگان، مهسا ابراهیمی، فاطمه مقتدری و یگانه گرامی از گراش و فاطمه رحمتی از جویم  به مقام سوم این سطح از مسابقات دست یافتند.

محیا محسن زاده، سنا فرهادی، احورا اکبری از گراش، ستایش عمادی از خنج، دلشاد، یسنا شرفی، نسیرین حقیقت، فاطمه قبادی و فاطمه برزگر از جویم به مقام اول، فاطمه قایدی و فاطیما اژدری از خنج و ستایش روانشاد، الناز محسنی، یاسمن یوسفی و زهرا اکبری از گراش و غزل باسبوس، آیسودا حیاتی، مبینا خرمی و فاطمه اکبری به مقام دوم و نازنین اکبری، کیانا حیران از گراش و الینا خرم از خنج توانستند در سطح دوم این مسابقات مقام سوم را کسب کنند.

در سطح سه مسابقات ژیمناستیک  هانیه شرفی از جویم به مقام اول، شهیره عسکری، ستایش سلیمی از خنج ، یسنا اکبری از جویم مقام دوم، ستایش محسنی و آتنا نوابی از گراش، راحیل محمودی، غزل زمانی، انیس جمشیدی، ملیکا جمشیدی، مهسا صادقی، کیمیا عسکری آزاد از خنج و فاطمه زارع رضوانی، آناهیتا رضایی از جویم مقام سوم را کسب کردند.

داوری این مسابقات برعهده حسینی از خنج، خداشناس از گراش  و حسنیی از جویم بود.

به مقام‌آوران هر سطح حکمی از سوی هیات ژیمناستیک شهرستان  اهدا شد.

۱۳ مدال برای کوچولوهای تکواندوی گراش

$
0
0

هفت‌برکه (گریشنا): تیم تکواندو گراش در مسابقات تکواندو جنوب استان فارس به میزبانی خنج، ۱۳ مدال رنگارنگ و یک کاپ اخلاق به دست آورد.

به گزارش هفت‌برکه، جمعه بیستم بهمن ماه ۱۳۹۶ یک دوره مسابقات تکواندو  چندجانبه جنوب استان فارس با حضور تیم‌هایی از گراش، لار، لطیفی، جویم، لامرد، مهر، گله‌دار، اشکنان، پارسیان به میزبانی شهرستان خنج برگزار شد. تیم تکواندو گراش در این مسابقات ۱۳ مدال رنگارنگ و یک کاپ اخلاق دریافت کرد.

در بخش کمربند سبز و آبی خردسالان در وزن‌های مختلف نیما آرش جهرمی و ابوالفضل آذرآیین به مقام اول، امیرمحمد یوسفی و حسام افشار به مقام دوم و محمد احمدی، محمدطاها جمشیدی، حمید عظیمی، هادی کورکانی، مجید فیروزی و مرتضی خواجه‌پور به مقام سوم دست یافتند.

امیرسالار صمیمی در بخش قرمز و مشکی خردسالان به مقام اول و حامد آهنی به مقام سوم رسیدند. امیرحسین یوسفی نیز در بخش سبز و آبی نونهالان به مقام سوم رسید.


درگذشت امام جمعه شیعیان خنج

$
0
0

هفت برکه (گریشنا): پیکر حجت‌الاسلام حاج شیخ رضا صفایی، امام جمعه شیعیان خنج، تشییع و به خاک سپرده شد. صفایی مدت ۹ ماه ریاست اداره تبلیغات اسلامی گراش را نیز بر عهده داشت.

به گزارش روابط عمومی فرمانداری:حجت‌الاسلام حاج شیخ رضا صفایی، امام جمعه شیعیان خنج روز جمعه ۹ مردادماه درگذشت. مراسم تشییع مرحوم ساعت ۹ صبح یکشنبه ۱۱ آذرماه ۱۳۹۷ از مسجد اهل‌بیت(ع) خنج به طرف مرقد شهدای گمنام برگزار شد. صبح امروز، هیاتی شامل امام جمعه، فرماندار و جمعی از مدیران شهرستان گراش برای شرکت در مراسم تشییع او راهی خنج شدند.

صفایی از ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به مدت ۹ ماه، رییس اداره تبلیغات اسلامی گراش بود و بعد از آن به امامت جمعه شیعیان خنج منصوب شد.

سید محمد بخشایش‌پور امام جمعه گراش، فرودی، فرماندار شهرستان و شورای هیئات مذهبی شهرستان گراش طی پیام‌هایی درگذشت امام جمعه شیعیان خنج را تسلیت گفتند.

پیام امام جمعه گراش به این مناسبت

انا لله و انا الیه راجعون
إذا مات العالم ثلم فی الإسلام ثلمه لا یسدّها شی ء إلی یوم القیامه

خبر ارتحال جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای شیخ رضا صفایی(ره) امام جمعه فقید شهرستان خنج واصل شد. مصیبت درگذشت شخصیتی که عمر خویش را در راه ترویج و توسعه تعالیم عالیه دینی و نشر معارف اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) درطول سالیان متمادی سپری نمود و پناهگاهی برای مردم شریف و متدین و شیعه آن منطقه به شمار می‌رفت، که همواره موجب وحدت بین شیعه و سنی بوده‌اند موجب تأثر و تألم گردید. این جانب این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف، روحانیت معظم،به ویژه ائمه جمعه استان فارس و مردم فهیم این خطه و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض نموده، از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه و غفران الهی، و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت می‌نمایم، خداوند روح این بزرگوار را با اولیای الهی محشور فرماید.

سیدمحمدباقر بخشایش
امام جمعه شهرستان گراش

متن پیام تسلیت اصغر فرودی، فرماندار گراش:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون

خبر درگذشت تاسف انگیز روحانی وارسته، حجت السلام والمسلمین حاج شیخ رضا صفایی رئیس اسبق اداره تبلیغات اسلامی گراش و امام جمعه شهرستان خنج موجب تاسف و تالم شد.

بی شک فقدان آن عالم پارسا که عمر خود را وقف تربیت و هدایت انسانها کرده، لطمه بزرگی برای عموم خاصه مردم شریف شهرستان خنج خواهد بود .

این ضایعه را به مردم شریف شهرستان خنج، جامعه روحانیت و بیت محترم ایشان تسلیت عرض می‌کنم و شادی روح آن فقید سعید و صبر و اجر جزیل برای بازماندگان آن مرحوم را از خداوند متعال مسئلت دارم.

متن پیام تسلیت شورای هیئات مذهبی شهرستان گراش:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله وانا الیه راجعون
اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شی الی یوم القیامه

خبر ارتحال تاسف انگیز روحانی وارسته، حجت السلام والمسلمین حاج شیخ رضا صفایی، رئیس اسبق اداره تبلیغات گراش و امام جمعه شهرستان خنج موجب تاسف و تالم شد.

بی شک فقدان آن عالم پارسا و وارسته که عمر خود را وقف اسلام، قرآن و تربیت و هدایت انسانها کرده ، لطمه بزرگی برای عموم وخاصه مردم شریف شهرستان خنج خواهد بود.

این ضایعه را به مردم شریف شهرستان خنج، جامعه روحانیت ،هیئات مذهبی و بیت محترم ایشان تسلیت عرض نموده و شادی روح آن فقید سعید و صبر و اجر جزیل برای بازماندگان آن مرحوم را از خداوند متعال مسئلت می نماییم.

 

برترین‌های ورزش روستایی در آغصه جام گرفتند

$
0
0

هفت برکه (گریشنا):جشنواره بازی‌های بومی محلی در شهرستان گراش شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ با معرفی تیم‌های برتر به کار خود پایان داد.

به گزارش هیات ورزش روستایی و بازی‌های بومی محلی شهرستان گراش مسابقات ورزشی روستاها در رشته‌های فوتبال، والیبال، فوتسال،سوارکاری، گل فنی، شطرنج، پرس سینه، تنیس روی میز و دو میدانی در روستاهای شهرستان گراش برگزار شد.

قهرمانان ورزش روستایی شهرستان

روستای کنگ و ریشه قهرمان فوتبال شد، در فوتسال لب اشکن به مقام اول دست یافت. در گل فنی خلیلی رتبه نخست را کسب کرد، نصرا… علی پور از حسین‌آباد،رحیمی از لامرد و علی شکرپاره از کنگ ریشه به ترتیب به عنوان نفرات برتر رقابت‌های سوارکاری شناخته شدند، در تنیس روی میز حسین و مصطفی قاسم‌زاده و علی اقلیما هر سه از فداغ عناوین اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.

در دو و میدانی میثم خدمتی از خلیلی اول شد، محمد رضوی از لب اشکن در جای دوم قرار گرفت و رحیم عباسی از محمد زینا سوم شد. در شطرنج ناصر نریمانی از فداغ بر سکوی اول ایستاد و مسابقات پرس سینه که ۱۲ بهمن‌ماه برگزار شد. در نوجوانان ۶۰ و ۷۶ کیلو گرم علی زر و افشین نوشادی اول شدند و در ۶۷ کیلوگرم بزرگسالان امیر حسین درویشی بر سکوی اول ایستاد. در وزن ۷۵ و ۹۰ کیلو امیر حسین درستکار و محمد شجاع همگی از فداغ مقام قهرمانی این دوره از مسابقات را به خود اختصاص دادند،

این مسابقات به مدت ۱۲ روز به همت هیات ورزش روستای و بازی‌های بومی محلی گراش و با همکاری و همراهی اداره ورزش و جوانان، روسای شوراهای ورزشی و دهیاران روستاها انجام و هوشیار دبیر برگزاری شد. خرم نوشادی پیشکسوت ورزش منطقه نقش تاثیرگذاری در انجام این مسابقات داشتند.

توسعه زیرساخت‌های آغصه

به گزارش مسئول دفتر فرمانداری آیین پایانی جشنواره شهرستانی ورزش‌های روستایی و بازی‌های بومی و محلی با حضور فرماندار و امام جمعه گراش، امام جمعه اهل سنت خنج، مسئولین دستگاه‌های اجرایی شهرستان و بخش، اعضای شورا‌های اسلامی و دهیاران در دهستان آغصه از توابع بخش ارد به کار خود پایان داد. آغصه تنها روستای اهل سنت شهرستان گراش است.

فرماندار گراش در مراسم اختتامیه این جشنواره با بیان این که بازی‌های بومی و محلی عامل وحدت، همدلی و تقویت روحیه جوانمردی می‌شود، اظهار داشت: «بازی‌های بومی و محلی دارای آثار‌ بسیار مهم و از سرمایه‌های فرهنگی شهرستان گراش محسوب می‌شود که با توجه به تاکیدات رهبر معظم انقلاب باید به آن نگاه ویژه شود.»

اصغر فرودی با اشاره به این که توسعه و آبادانی گراش به برکت انقلاب اسلامی محقق شده است، تصریح کرد:«کشور ایران به برکت انقلاب اسلامی پیشرفت‌های بسیار زیادی در عرصه‌های مختلف داشته است.»

وی با تاکید بر این که توسعه متوازن زیرساخت‌ها، گراش را در مسیر پیشرفت قرار داده است، افزود:«یکی از سیاست‌های کلی مدیریت شهرستان توزیع عادلانه اعتبارات بود که به برکت انقلاب و تلاش دولت تدبیر و امید امسال در دهه مبارک فجر قریب ۱۰ پروژه عمرانی و زیربنایی در بخش ارد با اعتباری بالغ بر ۱۰ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان افتتاح و یا کلنگ زنی شد.»

فرماندار گراش از بهره‌برداری طرح آبخیزداری روستای آغصه خبر داد و افزود: «سد خاکی آغصه با اعتباری بالغ بر یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان از محل اعتبارات دولتی و مشارکت بخش خصوصی آماده بهره‌برداری است.»

اصغر فرودی ساخت زمین چمن مصنوعی در روستا آغصه در راستای حمایت از ورزش جوانان عنوان کرد و افزود:«این پروژه با اعتباری بالغ بر ۲۵۰ میلیون تومان به همت دولت ساخته می‌شود که به زودی به بهره‌برداری خواهد رسید.»

وی اصلی‌ترین اولویت توسعه آغصه ایمن‌سازی راه‌ و جاده ورودی این روستا عنوان کرد و گفت:«یکی از مشکلات این روستا به‌سازی راه ارتباطی و جاده ورودی بود که سال گذشته با اعتباری بالغ بر ۲ میلیارد تومان این پروژه به بهره‌برداری رسید.»

فرودی احداث ساختمان دهیاری و ساخت خانه بهداشت را یکی از دغدغه‌های مردم این روستا عنوان کرد و گفت:«توسعه زیرساخت‌های روستایی به کاهش مهاجرت روستائیان کمک می‌کند و در این راستا تلاش شده است تا با بهره‌برداری از این پروژه‌ها خدمات بهتری به مردم ارائه شود.»

فرماندار گراش از مسئولین برگزاری به ویژه هیات ورزشی روستایی و عشایری گراش تقدیر کرد.

در این مراسم که با حضور حجت السلام سید محمد باقر بخشایش‌پور امام جمعه گراش، شیخ عبدالصمد ابونجمی امام جمعه اهل سنت خنج، قاسم فرسوده معاون فرماندار گراش، یوسف نورافکن بخشدار ارد، فرماندهان نظامی و انتظامی و مسئولین دستگاه‌های اجرایی شهرستان بود از تیم‌های برتر این دوره از مسابقات با اهدا جام و هدایا تقدیر شد.

فرماندار گراش همچنین از نمایشگاه عرضه محصولات بومی و محلی و توانمندی بانوان روستای آغصه بازدید کرد.

 

 

استان «فارس ساحلی» به جای سرابِ «استان لارستان»

$
0
0

هفت‌برکه – گریشنا: «استان لاستان حتی به نفع لار نیست بلکه برای توسعه اقتصادی و سیاسی منطقه و حفظ هویت خلیج فارس، باید به دنبال ایده تشکیل استان فارس ساحلی بود» در ادامه یادداشت‌های «یک گراشی از دبی» او این بار به سراغ موضوع چاش‌برانگیز تقسیمات کشوری رفته است.

با نزدیک شدن به زمان انتخابات، موضوع تقسیم استان فارس و تشکیل استان‌های جدید داغ می‌شود. این نویسنده در یادداشت خود تشکیل استان جدید را با موضوع قدیمی هویت و حفظ نام خلیج فارس پیوند داده است. 

یادداشت‌های پیشین یک گراشی از دبی را در گریشنا دنبال کنید. (+)

مقدمه: امروزها که فضای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در شهرها و بخشهای منطقه کم کم دارد برای انتخاب یک نماینده گرم می شود تا فردی به عنوان تک نماینده چهار شهرستان این منطقه یعنی لارستان، گراش، اوز و خنج برای چهار سال دیگر به مجلس بفرستند.

اکثریتی از ثبت‌نام‌کنندگان نمایندگی مجلس از شهر لار به همراهی افراد تیم انتخاباتی آنها و با کمک گرفتن از نویسندگان و نخبگان لاری که در فضاسازی انتخابات فعال هستند و یا علاقمندان و امیدواران به معجزه‌ای، از کاندیدایی مثل آقای بروجردی (نماینده نه چندان موفق پیشین بروجرد) یا آقای جعفرپور، با نوشتن و تبلیغ بر له و یا علیه این کاندیدا یا آن کاندیدا غیرمستقیم و کمتر محسوس تبلیغات انتخاباتی را شروع کرده‌اند.

عده‌ای نیز خیلی پرشور و به فراوانی به موضوع استان شدن لار به نام استان لارستان اشاره دارند و آن را به عنوان یک امر بدیهی، قطعی و لازم الاجرا به میدان آورده‌اند تا جایی که خبرنگار سایت آفتاب لارستان مستقر در فرمانداری لارستان در روزهای ثبت نام داوطلبان مجلس بدون استثنا از تمامی ثبت‌نام کنندگان لاری و غیر لاری نظرشان را درباره استان لارستان می‌خواست و این گونه به ثبت‌نام کنندگان القاء می‌کرد که خواستن و کوشش برای استان کردن لار از الزامات رفتن به مجلس است.

استان لارستان حتی به نفع لار نیست

لاری‌ها اگر فکر می‌کنند که شهرشان باید استان شود حق شان است و مشکلی نیست همانگونه که حق دیگران نیز است که بخواهند به گونه دیگری برای توسعه و پیشرفت شهرستان‌ها و بخشهای خودشان فکر کنند حتی اگر امروز شهرستانی از لار جدا شده باشند و یا هنوز بخش‌هایی از شهرستان لارستان باشند.

بیان کردن و کوشش برای بدست آوردن یک خواسته انتخاباتی امر خلافی نیست بلکه کوشش و تلاش برای بدست آوردن خواسته‌ای پیشرو و مترقی امری فرض و واجب می‌دانم به خصوص وقتی که این خواسته خیر و صلاح چند شهرستان و کل کشور را شامل شود. آنچه ناخوشایند و نارواست این است که یک عده از یک شهرستان بخواهند خواسته خودشان را قیم‌مابانه بدون مشورت و یا بحث قبلی با دیگر شهرستان‌های همجورشان در مورد فایده و یا ضررهای آن خواسته انتخاباتی، به آنها تحمیل کنند و از نماینده مشترک چهار شهرستان در زمان ثبت‌نام خواسته خود را به کاندیداهای مشترک تلقین نمایند.

نویسنده این یادداشت تشکیل و به وجود آمدن استانی به نام لارستان را به نفع و فایده کوتاه و بلند مدت مردمان منطقه و حتی خود شهر لار نمی‌داند و پیشرفت و توسعه پایدار تمامی شهرستان ها و بخش های منطقه را در آینه روشن به وجود آمدن و تشکیل استانی به نام استان «فارس ساحلی» می‌بیند.

در این نوشته با استدلال و برهان های قاطع و روشن بحث خواهم کرد که چرا این گونه می‌اندیشم و چگونه به این نتیجه رسیده‌ام. لذا این سری نوشته‌ها در راستای تشکیل استان فارس ساحلی خواهد بود و انتظار دارم که هر کسی مخالف استدلال این بحث و قلم است و بخواهد این نوشته را نقد نماید (پس از خوش‌آمدگویی به ایشان) خواهش می‌کنم با قلمی وزین به بحث علمی و اجتماعی و به بایدها، راه‌حل های بهتر و برهان‌های روشن بپردازد و از شعار و بدگویی اجتناب نماید و تعصب و خامی را کنار گذاشته به همگراهی و پیشرفت تمام منطقه فکر کند.

همچنین اول خوب دقت کند که من چه می‌گویم آن وقت اگر فکر بهتر و پیشنهاد مفیدتر و عملی‌تری دارد، فکر و اندیشه‌اش را قلمی کند و در منظر دید تمامی مردمان قرار دهد تا آینده منطقه با همفکری و هم یاری تمامی مردمان منطقه در همه شهرستان ها و بخش‌ها ترسیم و میسر گردد و دوست دارم نویسندگان مخالف اگر لاری باشند، منطقه را در چنبره «بفرموده» و «این گونه بوده»، «تاریخ می گوید» قیم مابانه و توهمی که «لار مرکز است»، بپرهیزند و با گفتن فقط حق و اولویت با ماست گرفتار خودبینی نشوند و به خصوص از توهم، تخیل و تاریخ‌سازی جداً پرهیز شود.

این بحث ربطی به کری‌خوانی لار و گراش ندارد

یادآوری کنم از قضا طرفه روزگار این که من خودم نصف لاری و نصف گراشی هستم. لذا اگر فکر می‌کنید چون به نام مستعار «یک گراشی از دُبی» می‌نویسم تعصبی روی این شهر دارم اشتباه تصور کرده‌اید. مادر پدرم لاری است و از خانواده سرشناس و تاجر قدیم لار بوده و تمامی دایی‌زاده‌های پدرم در کویت، قطر و دبی به قبیله لاری شناخته می‌شوند. همچنین پدر بزرگم تاجر گراشی بوده که در قیصریه لار تجارت داشته و در لار زندگی می‌کرده که پس از فوت همسر اولش که از طایفه بزرگ قنادها در لار بوده (تنها عمه مرحومه من از این مادر بود که فراوان فامیل و دایی‌زاده از این طایفه در لار داشت) با مادربزرگم ازدواج می کند. متاسفانه در سال ۱۲۸۸ شمسی در درگیری توطئه مانند و ساختگی خوانین و کلانتر آنها در صحرای باغ بی‌گناه شهید می شود که موضوع این نوشته نیست.

این را نوشتم که بحث و نوشته من را به کُری‌خوانی و یاوه‌سرایی‌های بین جهال متعصب و ماموران تفرقه بینداز و حکومت کن لار و گراش نیندازید!

برایم بسیار ناگوار و سخت است که شاهد باشم عده‌ای کامنت گذار مامور و یا متوهم با انگشت‌گذاری بر کلمه‌ای و یا نام نویسنده موضوع اصلی و بحث مفید نویسنده که برای همه منطقه نوشته شده را با کامنت گذاری به بحث انحرافی بین لار و گراش بیندارند.

یادداشت قبلی نویسنده «یکی بر سر شاخ بن می برید» (منتشر شده در سایت آفتاب لارستان و گریشنا سیزدهم اردیبهست ۹۸) که آغاز نقدی موشکافانه برعملکرد وزارت خارجه در ارتباط با مردمان منطقه و کشورهای خلیج فارس بود، متاسفانه کامنت‌گذار ماموری از دل آن نوشته کلمه «کوند گراش» که محل اطراق شیوخ قطر نوشته بودم و هیچ ربطی به موضوع بحث نداشت در کامنتش علم کرده بود که نقد به عملکرد وزارت خارجه را لوث کند تا بحث منحرف شود و نگذارد مردم منطقه فکر کنند که وزارت خارجه ایران چه کم‌کاریی‌هایی در حق مردمان منطقه و ایران کرده که امروزه دیپلماسی ایران به این روز افتاده که بازیچه قدرت‌های اقتصادی نوظهور، چین، روس و کشورهای غربی امریکا و اروپا شود و با سفت‌کن و شل‌کن‌شان ما را بازی دهند تا مجبور باشیم برای طلب پول فروش نفت کشورمان حتی از هندوستان و کره جنوبی که درگذشته‌ای نه چندان دور ریزه‌خوار نفت و سرمایه ما بوده‌اند به التماس بیفتیم و شرط و شروط دریافت تولیدات نه چندان مرغوب آنها را بالاجبار جای طلب قبول کنیم. یا برای حل مشکلمان در دیپلماسی و روابط با کشوری دیگر دست به دامن سلطان مسقط شویم که تا چهل سال قبل بزرگان‌شان برای درمان تراخم چشم‌شان آرزوی سفر به شیراز داشتند.

نقد کم‌کاری و ندانم‌کاری وزارت خارجه ربطی به کُری خوانی لار و گراش نداشت که کامنت گذار بخواهد بحث را منحرف کند و البته توانست جلوی بخش دوم نوشته را بگیرد، شاید فکر می‌کرده پای قصورها، کم‌کاری‌ها و ندانم‌کاری‌های دست‌اندرکاران مسئول و رؤسای سیاست خارجه کشور در چهل سال گذشته به میان خواهد آمد که یقینا آقای بروجردی داماد مرحوم آقای لار یکی از آنها خواهد بود! به هر حال امیدوارم که در بحث استان فارس ساحلی شاهد کامنت های انحرافی نباشیم و بتوانیم همه با هم به قول رند شیراز عمل کنیم: «بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم/ فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم» بله طرحی نو را برای توسعه و پیشرفت تمامی منطقه به بحث و گفت و گو بگذاریم.

همه می‌دانند تقسیم فارس ضروری است

ضرورت روی‌نویسی و تشریح واضحات در این نوشته نیست: برای بحث و گفت و گو درباره تشکیل استان فارس ساحلی که حق مسلم شهرستان های بندرلنگه، بستک، خنج، اوز، گراش، لارستان و شاید همراه با دو یا سه شهرستان احتمالی دیگر می‌دانم، آگاهی داشتن و دانستن فهم جامع و روشن از مجموعه یک سری اطلاعات، تعریفات، قوانین و تبصره‌ها جامع در ارتباط با تقسیمات کشوری، چگونگی اداره یک کشور در سلسله مراتب اداری-سیاسی در تقسیم هر کشور به واحدهای کوچکتر برای سهولت اداره آن و تامین ملاحظات سیاسی و سازندگی آن کشور، چگونگی تقسیمات کنونی کشور، وضعیت استان فارس و شهرستان‌های  این استان از نظر موقعیت و جایگاه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، بخصوص نفوذ و نزدیکی به هسته مرکزی قدرت در کشور و دانستن جایگاه فرمانداری‌های ویژه در این استان ضروری است و لازم می دانم و فکر می‌کنم خوانندگان علاقمند به این موضوع این سری اطلاعات را بهتر از من می‌دانند و یا می‌توانند با رجوع به منابع مختلف و در دسترس همگان این معلومات اولیه را بدست آورند.

البته دانستن موقعیت شهرستان‌های غربی استان هرمزگان بخصوص بافت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، زبانی و تاریخی و جایگاه فعلی آنها در پروسه رشد و سرمایه گذاری استان هرمزگان بسیار کمک خواهد کرد که فهم درست تری از علاقمندی این دو شهرستان برای پیوستن به استان فارس ساحلی داشته باشیم.

در این نوشته به هیچ یک از این گونه تعریفات و یا تشریحات اشاره‌ای نخواهم داشت و یا از منابع موجود درکشور رونویسی نخواهم کرد. خوانندگان اگر اطلاعات کافی در حافظه خود نداشته باشند به راحتی از منابع موجود کشور به دست خواهند آورد. در اینجا من فقط تاکید بر چند نکته خواهم داشت که دوست دارم خوانندگان علاقمند در وقت خواندن این نوشته همواره  نکات  ذیل را به خاطر داشته باشند.

۱) تقسیم استان فارس فعلی به سه یا چهار استان کوچکتر برای  همگان و تمامی دست‌اندر کاران اداره و مدیریت کلان کشوری در راستای کمک به چگونگی توسعه و بیشرفت همگن و پایدار تمامی شهرستان‌های و بخش‌های این استان روشن و مبرهن است. کسی برای کوچک و تقسیم شدن این استان در کل حوزه‌های مدیریتی و اداری کشور از بالاترین حوزه‌های آن در پایتخت تا کوچکترین آن در بخشی و یا شهرستانی از این استان تردید، شک و ابهامی ندارد ولی همه در این ناتوانی مانده‌اند که کی و چگونه می‌توان این استان بیش از حد بزرگ و قدیمی را تقسیم کرد که مشکل‌ساز نباشد و دردسری به وجود نیاید.

مدعیان میراث‌خواری برای تقسیم این استان در چهل سال گذشته با تکیه بر نفوذ و نزدیکی به قدرت مرکزی کشور و داشتن و به دست آوردن رانت‌های سیاسی، امنیتی و به خصوص قدرت اقتصادی در تعامل و همکاری با دیگر رانت‌داران و منتفعان درآمد نفتی و تقسیم دیگر منابع درآمدی کشور و همچنین در بده و بستان‌های تقسیم خصوصی سازی کارخانجات صنایع کشور و یا پروژه های تصویبی در این چهل سال خود را مهیاتر از ما کرده‌اند که اگر قرار باشد روزی این استان تقسیم شود سهم شیر به آنها برسد.

در این نوشته به ضرورت‌ها و بایدهای تقسیم استان  اشاره‌ای نخواهد شد و خود خوانندگان از من نویسنده به این امر بهتر واقف هستند. خوب است علاقمندان در این موضوع جستجو کنند که چگونه منابع کشور با بده و بستان‌های آدم‌های بانفوذ بین استان‌های کشور تقسیم می‌شود و چه افرادی در این استان کجا ایستاده‌اند یا در آینده خواهند ایستاد؟ تمام اطلاعات این موضوع در کشور موجود است و به راحتی می‌توانید بدست آورید.

۲) تبصره یک ماده ۹ قاتون تفسیمات کشوری اشاره به این دارد که وزارت کشور بنا بر ضرورت می‌تواند با تصویب هیئت وزیران با انتزاع و الحاق روستاها، بخش‌ها و یا شهرستان‌های مجاور، استان‌ها را تعدیل کند ولی اگر بخواهند در تعدیل‌ها استان جدیدی ایجاد نماید نیاز به تصویب مجلس دارد و جمعیت هم کمتر از یک میلیون نباشد.

فراموش نکنیم همه این تعدیل‌ها و تصویب‌ها و یا استان‌سازی به بده و بستان‌های مردمان یک منطقه با دولت و مجلس بستگی دارد و یادمان باشد برای اکثر نمایندگان دیگر شهرستان‌های کشور در مجلس فرقی ندارد که لار و یا لنگه در استان جدید فارس ساحلی باشند یا در موقعیت فعلی خود؛ همه چیز بستگی به خواست مردم منطقه و بده بستان‌های معامله‌گری نخبگان و فعالین سیاسی و صاحب نفوس آنان دارد. نشد در قانون دست نوشته بشر بی معنی است! فقط همراهی، تلاش، همکاری همه شهرستان‌ها برای یک استان جدید شرط اول است؛ فزون خواهی و طعمه بیش از حد یک شهرستان اثر بسیار بدی خواهد گذاشت؛ البته موقعیت‌شناسی و هنر بازیگری و معامله حرف اول را می‌زند.

۳) لارستان در ۳۰ سال اول انقلاب بهترین و بالاترین شانس برای استان شدن و حتی بدست آوردن مقداری از ساحل دریا برای ایجاد و تشکیل استان لارستان داشته است. متاسفانه به دلیل غفلت، ندانم کاری، تنبلی، عدم شناخت و درک درست و عملکرد درست و به موقع مسئولین، فعالین، نخبگان لاری و به خصوص روحانیت مستقر در لار در پاسخ دادن به موقع و رضایتمندانه به نیازها و خواسته‌های شهرها و بخش های تابعه خود و همچنین ندانستن و درک نکردن تغییر و تحولات اوضاع کلی مملکت بخصوص حرکت اجتماعی و اداری همراه با ندیدن  سهم‌خواهی های دیگران از این تحولات کشور فرصت سوزی کامل داشته و شانس ایجاد استان لارستان را از دست داده و دیگر برگ برنده‌ای برایش باقی نمانده است. بنابراین در این شرایط دنبال استان لارستان بودن آب در هاون کوفتن است! باید به طرح نو و امکان‌پذیر بیندیشیم و به آن روی آوریم. (در نوشته بعدی به تفصیل در باره فرصت‌سوزی نخبگان و روحانیت لار خواهم نوشت)

۴) طبق روایت قانون تقسیمات کشوری، مرکز استان یکی از شهرهای همان استان که مناسبترین محل جغرافیایی، کانون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی طبیعی و اجتماعی آن استان شناخته می شود خواهد بود. البته یکی از مشکلات و دردسرهایی که استان فارس تاکنون نتوانسته به چند استان تقسیم شود همین رقابت در انتخاب مرکز استان جدید است که متاسفانه همه چشم و دستشان دراز است که بشوند مرکز استان و تا بتوانند به نام مرکز استان چند ده سالی بودجه آن استان را به نام این که مرکز استان باید شاخص باشد و ساخته شود هپولی هپو کنند و تا مدت‌ها شهرستان‌های تابعه آن استان جدید را به روزه‌داری و قناعت در بودجه وادارند.

برای مرکز استان فارس ساحلی که دچار هپولی هپوی بودجه نشود پیشنهاد عملی و علمی مطرح خواهد شد که  امروزه مبنای اداری و مدیریتی بسیاری از ایالت و استان‌های کشورهای پیشرفته دنیاست که کمترین  بودجه را مرکز آن استان خواهد داشت و کمترین هزینه و مخارج ممکن نیز نسبت به دیگر شهرهای آن استان باید در مرکز آن استان باشد. ( در نوشته بعدی در چگونگی و کجا بودن مرکز استان خواهم نوشت، قطعا مرکز فرمانداری‌ها و بخش‌های موجود نخواهد بود)

موضوع اصلی: ما پارسی هستیم و استان فارس ساحلی حق ماست

جغرافیا، قوم و زبان: امروز اگر ما به دایره المعارف‌ها، کتاب‌های مرجع و یا ویکی‌پدیاهای معتبر در هر زبان و فرهنگ زنده و پویایی در این کره خاکی رجوع کنیم در تمامی و همه این منابع برای کلمه پارس یا فارس یگانه، یک سان و همانند تعریف، و توصیف و شرح بیان دارند و این گونه یک سان معنی کرده اند: «پارس در یک معنی نام قوم و ایالتی در جنوب مرکز ایران و کرانه خلیج فارس است»  و حتی در جغرافیای دوره اسلامی که پارس به فارس تغییر نام داد نیز به منطقه‌ی جنوب مرکزی ایران و کرانه خلیج فارس گفته شده لذا نام خلیج همیشه فارس یا پارس را به دلیل سکونت و همجواری این قوم در کناره‌ها و جزایر آن، خلیج فارس نامیده‌اند.

در این موضوع کسی شک وتردیدی ندارد حتی امروزه که فزون خواهان و متعصبین مسلمان عرب با پشتیبانی شرکا و مشتریان نفتی و تجاری‌شان سعی می‌کنند نام دیگر بر آن بگذارند بازهم خود محققین و تاریخ‌نگاران حقیقی عرب (نه نویسندگان تاریخ‌سازی به فرموده و یا متعصب)، سرزمین جنوب مرکزی ایران و آب‌های کرانه آن را سرزمین قوم پارس و دریای کرانه آن را خلیج پارس می‌دانند و باور دارند که عرب‌ها کم کم و از اواخر دوره ساسانی به خصوص بعد از اسلام به کرانه جنوبی این آب مهاجرت و سکنا گزیده‌اند. حتی هنوز روستاهای قرار گرفته در جنوب آب راه  تنگه هرمز که امروزه از نظر جغرافیای سیاسی در کشور عمان قرار دارند از قوم پارس هستند و زبان نیاپارسیک آنها بسیار نزدیک به زبان امروز مردم بشاگرد استان هرمزگان است و به آن زبان صحبت می کنند و معروف به کمزاری هستند. ( هرچند متاسفانه این زبان نفس‌های آخرش را می کشد). من خودم در ایام نوجوانی که در بازار دبی کار می‌کردم با مردمان کمزاری وقتی معامله می‌کردم به راحتی زبانشان به دلیل نزدیکی به زبان خودمان برایم مفهوم بود.

بنابراین آنچه که بر درستی تاریخی و یقین باورهای نیکانی منطقه استوار است و جای هیچگونه تردید و گفت و گویی نیست، ما مردمان شهرستان‌های بندرلنگه، بستک، خنج، اوز، گراش، لارستان و بخش‌های قابل توجهی از شهرها و روستاهای قرار گرفته در شهرستان های همجوار که با ما همزبان و هم فرهنگ هستند خود را مردمانی از قوم پارس (فارس) می‌دانیم و باور داریم که ما یکی از اصیلترین بازماندگان و وارثان این قوم هستیم.

زبان و گویش گفت و گوی ما مردمان این منطقه نیز یا همان زبان اولیه قوم پارس بوده و یا میراث‌دار آن زبان است که در این ۱۵۰۰ سال با تغییراتی به ما رسیده (هر چند که هنوز نامی با مسما، علمی مبنی برمشتق قومی و ریشه و بن این زبان انتخاب نکرده‌ایم). این باور البته بدین معنی نیست که دیگر مردمان این سرزمین بزرگ که از شروع تاریخ فارس نامیده می‌شده و هم اکنون با زبان فارسی (فارسی دری، همین زبان فارسی امروز کشور که بعد از اسلام در ورارود شمال شرقی فلات ایران شکل گرفت و به تدریج زبان عمومی شعر و ادبیات مردمان مختلف فلات بزرگ ایران شد)  با گویش های محلی خود تکلم می کنند از قوم فارس نیستند. ناگفته نماند که در بسیاری از منابع و کتاب های مرجع معنی ثانویه‌ای نیز برای پارس یا پرسیا آمده است که مترادف با کل سرزمین ایران دانسته می‌شود که مورد بحث ما در این نوشته نیست.

دقت شود که شرایط اقلیمی منطقه ما جایی برای رشد شهرها و آبادی های پر جمعیت و ثروتمند نبوده و به همین دلیل هم به ندرت مورد حمله و هجوم و یا توجه مستقیم اقوام مهاجم عرب، مغول و یا سلسله‌های مختلف حاکمان ترک‌تبار کل فلات ایران بوده است که سبب شود در هر یورشی بافت نژادی، جمعیتی و فرهنگ و زبان نیاکان‌مان که ساکن در آبادی های پراکنده و کوچک این منطقه بوده‌اند تغییر کند. حتی تغییرات دین و مذهب نیز بطئی، آرام و آهسته در طول زمان طولانی انجام شده و بیشتر متاثر از مهاجرت‌ها و کاروان‌های عبوری بوده است که از مسیرهای مختلف از منطقه عبور می‌کرده‌اند. همین شرایط سخت جغرافیایی سبب شده که محلی برای سکنا و مقصد مهاجرتی نژادهای مختلف نشود که بر زبان و نژادمان تاثیراتی بزرگ داشته باشند.

من منکر این نیستم که گه‌گاهی خانواده‌های منفردی در طول تاریخ بعد از اسلام و یا عصر دولت صفوی به این منطقه آمده‌اند و سکنا گزیده‌اند ولی همه آنها در بافت قوم و زبانی منطقه حل گشته‌اند و تاثیرات عمده نژادی، فرهنگی و زبانی در منطقه به وجود نیاورده‌اند. همچنین در این اواخر خانواده های اندکی از ترک زبانان عشایر کوچی با حفظ زبان و فرهنگ خود در منطقه ماندگار شده اند ولی تاکنون اثر عمده‌ای بر بافت قومیتی و زبانی منطقه نداشته‌اند.

شاید بهتر است بگوییم اصولا طبیعت کل منطقه چون کم و بیش نمی‌توانسته جمعیت و زاد و ولد طبیعی خود را سیر کند همواره و همه ساله خانواده‌هایی از تمامی این منطقه به مهاجرت از وطن خود مجبور بوده‌اند، که ما امروزه به راحتی می‌توانیم حضور مهاجرت مردمان این منطقه را در سواحل شرقی آفریقا، هند، تمامی کشورهای جنوبی خلیج فارس و همچنین استان‌ها و شهرستان های درون کشور به آسانی مشاهده کنیم و اگر امروز ادعا کنیم که درصد بالایی از جمعیت کنونی کشورهای جنوبی خلیج فارس خودشان و یا پدرانشان از همین منطقه بوده‌اند اغراق نکرده‌ایم.

این اشاراتی مختصر و کوتاه نوشته‌ام که خود را گیج نکنیم که ما چه قومی هستیم و خود را چه بنامیم. همچنین در اینجا ضروری نمی‌بینم که از آثار تاریخی قوم پارس که از دوره ساسانیان در جای جای این منطقه پراکنده است شواهدی بر میراث داری خودمان از این قوم بیاورم، همین سازه‌های آبی بخش کوخرد بستک، آتشکده بزرگ کاریان و فراوانی قلعه های تاریخی ساسانی و دیگر آثار که تقریبا در تمامی منطقه قابل مشاهده است حکایت از این دارد که ما قوم و نژاد پارس هستیم و حال اگر قرار باشد که استان بزرگ فارس به استان‌های کوچکتری تقسیم شود، استان فارس ساحلی حق مسلم ماست که وارثان زنده این قوم بزرگ هستیم با کمترین تغییرات زبانی و نژادی؛ بنابراین ما فرزندان امروز این قوم بایستی در ایجاد و تاسیس استان فارس ساحلی بکوشیم قبل از آنکه سند غلط و اشتباهی به دست طمع کارانی که در تلاش برای تغییر نام خلیج فارس یا منطقه خودمان هستند بدهیم.

استان فارس ساحلی برای حفظ خلیج فارس ضروری است

 دانش آموزان کلاس پنجم و ششم دبستان سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۴ که امروزه تجربه‌داران و میان سالان شصت و هفتاد ساله هستند خوب به یاد دارند که در آن سالها در کتاب جغرافیای زیبا و تمام رنگی کلاس پنجم و ششم دبستان می‌خواندیم که کشور ایران دارای ۱۴ استان و ۷ فرمانداری کل است. برای ما که دانش آموزان مدرسه ایرانیان دبی بودیم و اکثراً هم خودمونی (ما بچه‌های لاری، اوزی، بستکی، گراشی و… مدرسه، خودمان را خودمونی می‌خواندیم) همیشه در درس جغرافیا دو فرمانداری کل برایمان مهم بود و بیشتر از هر اسمی به آنها توجه می کردیم؛ یکی «فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس» به مرکزیت بوشهر و دومی «فرمانداری کل بنادر و جزایرخلیج فارس و دریای عمان» به مرکزیت بندرعباس؛ که در هر دو نام خلیج فارس می‌درخشید.

این توجه و یا شاید بهتر بگویم تعصب ما روی این دو فرمانداری دلیلی خاص داشت و آن دلیل هم این بود که در همان زمان در دبی و دیگر شیخ نشین‌ها توسط دولت کویت که تازه برای خودش کشوری شده بود (چند سالی از استقلالش گذشته بود)، با مدیریت کادرهای آموزشی مصری و فلسطینی (ناسیونالیست‌های پیرو جمال عبدالناصر) مدارس عربی به فراوانی ساخته می شد و در کتاب جغرافیای آنها اسم مورد نظر خودشان روی خلیج فارس نام عربی گذاشته بودند و کم کم با تبلیغات ناسیونالیستی متاثر از ناصر، می‌خواستند این اسم جعلی را جا بیندازند.

آن زمان تازه تبلیغات و اسناد سازی و تاریخ سازی آنها شروع شده یود ولی هنوز همه جانبه هجمه خود را آغاز نکرده بودند.  متاسفانه در حکومت پهلوی دوم از روی بی‌خیالی یا بی‌توجهی به مسائل جغرافیای سیاسی منطقه جنوبی کشور در زمان ارتقای هر دو فرمانداری کل به استان که اسم تاریخی خلیج فارس را یدک می‌کشیدند، به جای نامگذاری درست و صحیح نام بی مسمای استان بوشهر را تصویب کردند.

آگاهان و دلسوزان آن دوره اسامی چون استان فارس ساحلی به مرکزیت بوشهر و یا استان فارس غربی و یا استان فارس جنوبی پیشنهاد داده بودند که کرانه دریا را از نام فارس جدا نکنند و مردم غیور بوشهر هم روی نام استان مسئله‌ای نداشتند چون بوشهر مرکز استان شد بود. متاسفانه دست نامرئی روباه پیر استعمار توسط ایادی‌اش که در دربار و دیگر مکان‌های تصمیم‌گیری پایتخت بودند با اعمال نفوذ فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس را تبدیل کردند به استان بوشهر. باز برای فرمانداری کل دومی نیز همین اعمال نفوذ توانست کلمه خلیج فارس را بردارد ولی دیگر نتوانست اسم دلخواه خود را بر آن بگذارند و شد استان هرمزگان.

مواظب باشیم! قوم‌سازی ما، خلیج فارس را تضعیف نکند

از فردای استان شدن این دو فرمانداری کل به استان با حذف نام خلیج فارس از آنها باز همان روباه پیر استعمار به ناسیونالیست‌های عرب خبر داد، که ای… من کار را برایتان آسان کرده ام، فارس از دریا جدا شده؛ بروید دنبال تاریخ سازی و اسنادسازی برای جا انداختن نام جعلی خود و این مسئله بیشتر و بیشتر شد و تا به امروز که تمام کشورهای عربی و حتی کشورها و تشکیلات عربی دوست جمهوری اسلامی که از امکانات مالی، سیاسی و حتی جانی جمهوری اسلامی استفاده می‌کنند از این نام جعلی استفاده می کنند و بسیار هم هزینه و تبلیغ می کنند که این اسم جعلی را جهانی کنند.

خلاصه پایه و اساس تمام اسنادسازی و تاریخ‌سازی آنها بر این نکته است که قوم فارس در کرانه دریا نبوده بلکه در قسمت مرکزی ایران بوده و کرانه و ساحل خلیج یا عرب هستند و یا هم کمی از باقیمانده‌های قوم مهاجری از سواحل هندوستان، بدین معنی که فارس نیستند یا عرب و یا مهاجرانی از اقوام غیر فارس لذا قوم فارس در این کرانه نبوده که خلیجی به نام‌شان فارس بنامند.

با توجه به این موضوع و تحریف حقیقت تاریخی توسط این ناسیونالیست‌های همسایه‌های جنوبی کشور من در این نوشته جداً از کتاب نویسان شهر لار که خود را استاد دانشگاه یا محقق تاریخ می دانند و برای شهر لار به خیال خود دارند کاری می کنند و می‌خواهند با ساختن قومی خیالی هویتی تازه برایش بسازند و لار و مردم منطقه را قوم لارستانی یا ایراهستانی و قوم لاروی معرفی می کنند و دست به تحریف اصل و نسب بزرگ و پاکیزه خود مردم لار و منطقه که همانا وارثان حقیقی قوم پارس هستند می‌زنند و حتی خود را به قوم مهاجری از گجرات هند نیز اشاره دارند، درست مثل کتاب های تحریفی ناسیونالیست های عرب در باره منطقه.

این کتاب‌نویسان تاریخ‌ساز که خود را فرهیختگان شهر لار تصور می کنند، بایستی جداً بسیار هوشیار باشند و بدانند که تحریفات تاریخی آنها از منطقه در آن سوی آب خلیج فارس خوب مشتری خواهد داشت زیرا با این قوم‌سازی‌های دروغین و زدودن نام و آثار وجودی قوم پارس از منطقه آن مشتری‌های متمول به نوشته‌های شما به عنوان منابع تاریخی استناد خواهند کرد و پایه مدارک و سند سازی در تغییر نام خلیج فارس قرار خواهند داد.

پس بهتر است به هوش باشید و کاری نکنید که مورد استفاده آنان قرار گیرد. این مسئله در آینده برای فرزندان این آب و خاک مشکل‌ساز خواهد شد. لطفا از تحریف‌نگاری دست بر دارید هر چند که حاکمی از شیخ نشین‌هایی که جداً تمام ثروت و وقت حمکرانی خود را صرف ساختن و احیای میراث و فرهنگ قوم خود می‌کند شما را به حضور بپذیرد و مرحباً مرحباً یا استاذ کند و شما را تشویق نماید. او می‌داند دنبال چیست؛ چه بهتر برای او وقتی استادی از گوشه‌ای در فارس بزرگ برای منطقه ما و سواحلش قوم‌سازی کند که اسم فارس نداشته باشد و بین فارس و دریا آن قوم خیالی قرار داده باشد.

امیدوارم متوجه موضوع شده باشید که کارتان مثل آقای بوشهری داماد دربار پهلوی در زدودن نام فارس از کرانه دریا در زمان استان شدن بوشهر کمکی به سند و تاریخ‌سازان جعل‌کننده نام خلیج فارس نشود. بنابرین ما به عنوان بازماندگان و وارثان حقیقی قوم فارس باید در زمان تقسیم استان فارس هوشیار و بیدار باشیم و بدانیم که بایستی هم بخشی از ساحل خلیج فارس داشته باشیم و هم اسمش را بگذاریم استان فارس ساحلی. به خصوص بر فرهیختگان و فعالین فرهنگی و سیاسی شهر لار فرض است که در تبدیل شدن منطقه به استان فارس ساحلی تلاش بیشتری داشته باشند و دنبال تحریف کننده اصل و نسب شریف خود نباشند که آنها خیر شما و منطقه را نمی‌خواهند و ایراهستان و اصل و نسب غیر فارس و گجراتی داشتن را به شما حقنه نکنند و سراب خیالی استان لارستان را به جای آب شفاف و نیلگون خلیج فارس به شما نشان ندهند. چون اگر بتوانیم چنین استان ساحلی را بدست آوریم شما مردم لار یکی از اولین استفاده کنندگان اصلی دراین استان خواهید بود.

دشواری‌های استانی به نام لارستان

واقعیت امروز ما این است که در کل شهرستان‌های منطقه شامل لارستان، گراش، اوز و خنج منابع و امکانات بالفعل تولید ثروت اعم از نفت و گاز، معادن ارزشی سنگ‌های قیمتی، فلزات کم‌یاب و یا کانی‌های معدنی کم بهاتری که بتواند خوراک صنایع بزرگ و سنگین کشور شود نیست (چند چاه گاز گوشه کنار در غرب خنج و یا یکی دو چاه قرار گرفته در لار و گراش باعث سرمایه‌گذاری کلان نخواهد شد).

همچنین منابع و امکانات بالقوه‌ای نداریم که با سرمایه مناسب و یا سرمایه‌گذاری بیشتر ولی زود بازده بتواند برای مملکت و یا مملکت‌داران و حواریون رانتی و با نفوذ آنها تولید ثروت و درآمد کند لذا در شرایط فعلی و تا آینده زمانی بیست ساله این منطقه مورد توجه مسئولان طراز اول کشور، برنامه ریزان و تصمیم‌گیران اقتصادی و صنعتی گوش بفرمان آنها قرار نخواهد گرفت، اگر در سالهای گذشته توسط گروه‌ها و شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری اعم از گروه‌ها و هلدینگ‌های وابسته به حکومت، دولت، خصولتی، خصوحکومتی و یا مثلا خصوصی (بهتر است گفته شود باندی با داشتن چند آدم وجیه و صاحب نفوذ در بالا) پروژه‌های مختلف در صنایع گوناگون، پتروشیمی، کشت و صنعت و یا فلان و فلان سرمایه‌گذاری در جای جای مختلف کشور انجام شده (اکثرا ناموفق و غیر اصولی و نداشتن بازده‌ی اقتصادی برای کشور)، موضوعی است تمام شده پولی بوده از درآمد نفت و مقداری هم ارثیه صنایع و معادن، کارخانجات و دیگر بنگاه‌های اقتصادی از رژیم شاهنشاهی باقی مانده بود که بین خودی‌ها و نیمه نخودی‌ها تقسیم شد و رفت و اکنون سرمایه و پولی نیست که کسی در حکومت و دولت در فکر توسعه و ایجاد شغل برای منطقه‌ای آرام و بی سرو صدا و سر به راهی  مثل منطقه ما باشد.

حتی اگر امروز هم با همه دنیا صلح کنیم و روابط خارجی کشور از انقلابی‌گری به کشور عرفی تبدیل شود باز هم آنچنان درآمدی نخواهد بود که سهمی به ما برسد و یا برخورداران قدرت و تصمیم بخواهند لار را به عنوان استان به بازی بگیرند که با توسعه آن نمدی و کلاهی عایدشان گردد.  در این موضوع مطالب زیاد است ولی چون این دشواری مشکل اصلی در ایجاد استان لارستان نیست در این نوشته بسطش نمی دهم ولی در یادداشت آینده به این موضوع بر خواهم گشت.

استان لارستان، نه ممکن، نه مفید

برای تاسیس و ایجاد استان جدید لارستان به غیر از موضوعی که در بالا اشاره شد بسیار موانع و دشواری دیگر وجود دارد که بایستی در نوشته آینده به آنها بپردازم و روشن کنم. برای کوتاه کردن کلام در این نوشته من فقط اشاره ای کوتاهی به دو مشکل، مانع و دشواری اصلی خواهم کرد ولی شرح و بیان این دو مشکل و مانع در نوشته آینده خواهم نوشت. (شاید ده تا بیست روز آینده در یادداشت دوم این موضوع)

یکی از موانع و مشکلات اصلی وجود رقابت‌های دور و نزدیک دیگر شهرستان‌های مدعی استان شدن می باشد. فرمانداری های ویژه (اشتباه نکرده باشم شش یا هفت فرمانداری ویژه در فارس) و یا مناطق و شهرستان‌هایی است که علاوه بر داشتن جغرافیای مناسب‌تر توانسته‌اند برای خود در استان فارس پایگاه و بستری مناسب با دورنمای صنعتی و اقتصادی همراه با نفوذ سیاسی و شراکت، همراهی و معامله گری با اصحاب حکومت و دولت در کشور برای خود دست و پا کنند.

همه‌ی این شهرستان‌ها در این چهل ساله کوشش‌شان همین بوده که حاضر و آمده باشند برای روز واقعه در تصمیم‌گیری تقسیم استان فارس که سهم شیر را نصیب خود کنند. این مدعیان آماده به هیچ عنوان و شرایطی حاضر نخواهند بود تحت اداره استانی جدید به نام لارستان باشند حتی اگر مجبور شوند دست به خین و خین ریزی بزنند در فهم این مشکل حکومت و دولت به این امر واقف هستند.

لطفا مردم لار هوشیار باشند؛ اگر نخبگان لاری یا فردی که می‌خواهد نماینده شود با هر چند سابقه در سیستم اداری کشور و مجلس به شما بگوید وقتی ایجاد استان لارستان تصویب شد دولت و حکومت آنها را مجبور خواهد کرد اطاعت کنند؛ این خوش خیالی است چون مدعیان رقیب خود بخشی از خود حکومت و دولت هستند.

نماینده لارستان و سه شهرستان دیگر منطقه هر کسی با هر پیشینه که باشد بیرون از حلقه اولیه قدرت و تصمیم گیری خواهد بود. تفصیل بیشتر این مانع و این مشکل را در نوشتار آینده مفصلا می‌نویسم. فقط این جا اشاره‌ای بکنم؛ وقتی می‌گویم شراکت دارند بیشتر منظورم ارتباطات اقتصادی و باندی و سیاسی است. نمونه‌های این شراکت‌ها را به راحتی می‌توان در استان فارس در پروژه‌های مختلف مشاهده کرد. علاقمندان این به موضوع و یا خبرنگاران اقتصادی و جستجوگر منطقه به راحتی می‌توانند اطلاعات مربوطه را پیدا کنند. مشکل نیست اطلاعات کافی در سایت ها و منابع خبری و دولتی فراوان است فقط هوشیاری می‌خواهد که به لابه لای سطور دقت کنید و بخوانید، مخفی‌کاری وجود ندارد فقط زیاد باید گشت.

فرض را بر این می گیریم که اگر فعالین و علاقمندان تشکیل استان لارستان خود را درگیر این مناقشات و رقابت نکنند و به همین چهار شهرستان فعلی به اضافه مثلا شهرستان زرین دشت راضی باشند و بتوانند با ارفاق و امدادهای غیبی استان لارستان شکل بگیرد منطقه هفتاد سال به عقب باز خواهد گشت! به زمانی که فرمانداری لار تعداد زیادی بخش و دهستان در اداره خود داشته ولی گوشه‌ای نیمه جان افتاده بود و احدی از دولت حتی زیر چشمی هم به این شهرستان نگاه نمی‌کرده تا چه برسد به بودجه دادن برای توسعه و عمران و آبادی.

اگر به عقب‌گرد منطقه راضی شوید در این صورت فقط دل ساده اندیشانی از لار شاید شاد شود که لار شده استان با چند فرمانداری تابعه، ولی  هرگز مورد توجه قرار نخواهد گرفت و از بودجه برای توسعه و پیشرفت هم خبری نخواهد بود. بنابراین اگر شهر لار هم راضی شود سه شهر دیگر که هم اکنون فرمانداری مستقلی در فارس و جدا از لارستان هستند قطعا موافق رجعت به هفتاد سال قبل نخواهند شد.

دومین مانع و مشکل اساسی تشکیل استان لارستان خود لار و اسم لارستان است، واقعیت این است که تمامی مردم منطقه جز بخشی از مردم لار خود را لارستانی نمی دانند (درنوشته بعدی مفصل خواهم نوشت) این موضوع بسیار روشن و بر همگان مبرهن است. نه اینکه فکر کنید با لار یا مردم لار مشکل اساسی و یا خدای ناکرده منازعات لاینحل و رقابتی در حد خود محوری برای استان ویا مرکز استان شدن دارند. خیر یک سیری ذهنیت و یا باورهایی از عدم اعتماد و تکیه داشتن و وابسته بودند به لار در مردمان وجود دارد، کاری هم به درست و یا اشتباه بودن آنها ندارم؛ این واقعیتی که من مشاهده می کنم که امیدوارم چنین نباشد. وقتی عدم اعتماد ملکه دهنی مردمان شود مشکل است که با بحث و گفت و گو و یا زور دولت به همین راحتی بر طرف شود. مبنا و ریشه این ذهنیت هم  چندان تاریخی و قدیمی نیست و به نظر و دانش من از یک سری عملکردها، رفتارها و  رویدادهای شکل گرفته بعد از پایان حکمرانی فتحعلی خان بیگلربیگی معروف منطقه تا به امروز ادامه داشته؛ هرچه بعد از دوره فتحعلی خان بیشتر به امروز نزدیک شده‌ایم این دهنیت بیشتر و بیشتر شده بخصوص بعد از انقلاب اسلامی که هر تغییر و تحولاتی رو به جلوی برای دیگر شهرها و بخشهای منطقه اتفاق افتاده همیشه همراه با دلخوری، مشکلات و دردسرها بی‌خودی غیرضروری و قابل پرهیز بوده است. لذا فکر می کنم در این شرایط بهترین راه پیشرفت و توسعه تمامی منطقه داشتن طرحی نو و راه گشا برای همبستگی و استان شدن منطقه است.

من فکر می کنم با دنبال کردن طرح استان فارس ساحلی و جذب شهرستان‌های بندرلنگه، بستک و چند شهر دیگر همدلی و همیاری بیشتری خواهیم داشت و حصول به این ایده با موانع و مشکلاتی به مراتب کمتر از تشکیل استان لارستان روبرو خواهیم شد.

به دریا متصل شدن منطقه و قرار گرفتن لنگه و بستک با ما در یک استان برای همه به خصوص بیشتر برای لنگه و لار منافع و ثمرات بیشتر و خوشی خواهد داشت. شرط و شروط این است که استان به نام یک شهرستان نشود و مرکز آن نیز از شهرهای شناخته شده نباشد درست مثل استان و ایالت‌های کشورهای پیشرفته دنیا با کمترین بودجه برای مرکز استان.

در یاد داشت دوم این موضوع، شاید تا پانزده روز آینده در این مورد توضیح بیشتری همراه با چگونگی رسیدن به این استان خواهم نوشت.

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم/  فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو بر اندازیم

حکایت نامه‌ی بی‌موقع آقای نماینده

$
0
0

هفت‌برکه – یک گراشی از دبی: «هر که پند ناصحان نشنود، بدو آن رسد که به باخه رسید.» آورده‌اند که در آبگیری، دو بط و یک باخه و الی آخر … داستانی پند آموز از کتاب جلیله «کلیله و دمنه» است که به یقین فراوان، اکثریت خوانندگان نتیجه‌ی اخلاقی و پند پایانی داستان را خوب به یاد دارند؛ آنجایی که پس از دهان گشودن باخه برای گفتن حرفی غیر ضروری در زمان و مکان نامناسب، سبب سقوط خود می‌شود و همراهانش با گفتن «لعنت بر دهانی که بی‌موقع باز شود» به پرواز در راه خود ادامه می‌دهند. این سخن نغز هم اکنون ضرب‌المثلی است معروف در فرهنگ و ادب زبان پارسی.

کاش نامه نوشته نشده بود

نامه‌ی اعتراضی و معروف دکتر جعفرپور، نماینده فعلی چهار شهرستان لارستان، خنج، گراش و اوز در مجلس شورای اسلامی، به آقای دکتر علی عسکری، رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در هفته اول فروردین‌ماه امسال در اعتراض به نام بردن از زبان «اچمی» برای شهرستان خنج به جای زبان «لاری» و نام بردن از حلوای مسقطی «شیرازی» به جای حلوای مسقطی «لاری» را می‌توان مصداق بارز و روشنی از این ضرب‌المثل دانست.

با پوزش از جناب نماینده که خود رییس کمسیون فرهنگی مجلس هستند و بهتر از هر کسی می‌دانند که در مثل مناقشه نیست، آرزو داشتم که جنابش هرگز این نامه در این ظرف زمانی و مکانی نمی‌نوشتند؛ آن هم برای موضوعی که در این برهه‌ی زمانی درد و مسئله‌ی اصلی موکلینش نیست و کمکی به همدلی، همیاری، همکاری و هم‌زیستی برادرانه‌ی این چهار شهرستان و چند شهرستان دیگر همزبانمان نمی‌کند. این بی‌موقع سخن گفتن که لعنت بر گوینده‌اش به مثل گفته‌اند به کسی می‌گویند که بی‌موقع سخن می‌گوید و زیان می‌بیند و زیان می‌رساند. یعنی اگر دهان بی‌موقع باز شود و سخن از آن خارج گردد، بسیاری از اتفاقات بد رقم خواهد خورد. یا لعن و نفرین را از آن جهت بر سخن بی‌موقع به کار برده‌اند که سبب دشمنی و بروز اختلافات می‌شود یا کوتاه سخن بگویم حرف زدن بی‌جا عاقبت خوبی ندارد.

برای من نویسنده آماتور و غیر حرفه‌ای که گاهی از دانش و تجربیات خود برای نشر در سایت‌های لار و گراش می‌نویسم و علاقه‌ی بسیاری هم به پیشرفت و آبادانی، همدلی و همکاری مردمان میهنم به خصوص مردم همزبان و هم‌فرهنگ جنوب فارس و غرب هرمزگان دارم، بسیار سخت و ناگوار و کمی هم عجیب و شبهه‌انگیز است که چرا جناب نماینده در این وانفسای جولان ویروس کرونا که مملکت و تمامی آحاد مردم درگیر این مسئله هستند و دوره نمایندگی خودشان نیز در مجلس رو به پایان است، برای موضوعی کم‌اهمیت و فکاهی مانندی مثل حلوای مسقطی «لاری» و یا موضوعی آکادمیکی مثل اسم زبان مردمان منطقه نامه‌ی این‌چنینی بنویسد و سبب بگو مگو و درگیری غیر ضروری لفظی و نوشتاری در جغرافیای مشترک زبانی‌مان گردد و هیاهویی برای هیچ به وجود آید و به اختلاف و تفرقه دامن زده شود، تا جایی که شورای شهر دو شهرستان، عوض وقت گذاشتن روی سلامتی و حفاظت شهرشان از شر کرونای کوید-۱۹، در این موضوع ورود نمایند و نامه‌نگاری کنند.  

وقت‌نشناسی رییس کمیسیون فرهنگی

کمی عجیب‌تر است برای کسی که در عالم سیاست دو دوره نماینده مجلس بوده و در میان سیاسیون نیز ریاست کمسیون فرهنگی مجلس در کارنامه‌اش است، این‌چنین وقت‌نشناس و ناآگاه از فرهنگ مردمان حوزه انتخابی‌اش باشد که این هیاهو برای هیچ را به وجود آورد. در وقت‌نشناسی همین بس ای کاش به جای نامه اعتراضی برای اسم فکاهی حلوای مسقطی «لاری» و یا اسم زبانی که مورد اختلاف است به صدا و سیما، درخواست و تقاضا نامه‌ای می‌نوشت که کادر پزشکی و درمانی و نیروهای داوطلب و کمک‌های مردمی این چهار شهرستان در مبارزه با شرّ کرونای کوید-۱۹ به عنوان الگوی کشوری در سیما معرفی شوند که واقعا همه مدیون خدمات و زحماتشان هستیم و بی شک هم در کشور نمونه هستند، تا تشویق و تشکری باشد از این خوبان روزگار.

در مردم‌ناشناسی همین بس که ایشان هشت سال نماینده خنج بوده هنوز مردم خنج را نشناخته که خنجی‌ها شهرشان و تاریخ شهرشان و زبانی که با آن تکلم می‌کنند را در مقام مقایسه، کمتر از لار نمی‌دانند و اصلاَ برایشان غیر قابل تصور است که زبانشان لاری باشد و یا باید به فرمایش قبول کنند که زبان مردمان خنج زبان لاری‌ست.

نماینده محترم اگر اسم زبان برایش مهم بود، در هشت سال دوره نمایندگی مجلس می‌توانست با کمک گرفتن از جایگاهش در کمسیون فرهنگی مجلس با سازمان‌ها و دانشکده‌های مرتبط با قوم و زبان‌شناسی کشوری و بین المللی همراه باشد و با فراهم آوردن زیرساخت‌ها و با روش‌های آکادمیک زبان‌شناسی و درگیر کردن فرهیختگان فرهنگی تمام شهرستان‌های همزبان از راه درست و مورد قبول همه شهرستان‌های علاقه‌مند، به این زبان مادری سر و سامانی دهد تا  تکلیف نام این زبان نیز روشن گردد.

زبان مشترک، عمل مشترک 

راقم این سطور سه سال قبل در پایان یک رشته نوشتارهای اقتصادی منتشر شده در سایت‌های شهرستانهای لار، گراش و اوز، رسما و واضح همراه با درشت‌نویسی اعلام کردم که در چهار موضوع مختلف که برای تمامی منطقه مفید باشد هزینه کنم و اگر فرهیختگان تمامی شهرها و بخشهای منطقه با هم همکاری داشته باشند در آن چهار موضوع هزینه‌های مادی مترتب بر سفرها، دعوت از اساتید متخصص در آن موضوع برای تشکیل و بر پایی کنفرانس‌ها و سمینارها و جلسات احتمالی مورد نیاز پرداخت نمایم، یکی از موضوع‌های چهارگانه، موضوع کار برای احیاء و بالندگی و انتخاب اسم برای زبان مشترک‌مان بود؛ بدین روش که گفتکو و کنکاش کنند تا از دل مطالعات و نتایج بالا آماده از سمینارها و کنفرانس‌های علمی و گفتگوها با توجه و در نظر گرفتن اثرات احتمالی انتخاب نامی با مسما و مورد قبول اکثریت متکلمین این زبان و با کمترین بار منفی برای همکاری و همیاری آینده سیاسی و اقتصادی شهرستان‌های جنوب فارس و غرب هرمزگان تصمیم بگیرند.

آنچه برایم عجیب بود این که برای دو موضوع که بیشتر جنبه فردی و شخصی داشت تماس‌هایی برای گرفتن کمک هزینه در موضوع مورد نظرشان داشتم حتی افراد همزبان در استان مجاور هم تماس گرفتند و صد البته من هم به قولم عمل کردم. خوشبختانه با همکاری مادی بی‌مزد و منت کار درخواست کنندگان نتیجه داد بدون اینکه من را بشناسند و یا بتوانند با من تماسی مستقیم داشته باشند. بعضی از آنها هنوز با ایمیل با «گراشی از دبی» در تماس هستند و بعضی‌ها هم نیازی به تماس نمی‌بینند و کارشان روبه‌راه شده است. در موضوع جمعی متاسفانه هیج تماسی برای درخواست بودجه نداشتم فقط در موضوع آب و برق بعدها خودم ابتکاراً فراخوانی دادم و گروهی از متخصصان آب و برق با همراهی اصحاب رسانه برای بازدید از نمایشگاه آب و برق به دبی دعوت کردم و تشریف آوردند و یک هفته ای در خدمتشان بودم، متاسفانه در برگشت به شهر خودشان نتوانستند برای دورنمای آینده آب و برق منطقه تیمی متخصص و آگاه از منهدسین و دانشجویان شهرها و بخش‌های مختلف منطقه به وجود آورند تا نطفه همکاری نخبگان متخصص چند شهرستان و بخش بسته شود. تا شاید با مشارکت و همفکری یکدیگر امکان توسعه و پیشرفت متوازن برای آینده منطقه را به وجود آورند.

در مورد زبان که هیچ‌گونه پاسخی داده نشد و چون در رشته کاری و تخصصم نبود نتوانستم ابتکاری به وجود آورم. خیلی متاسف و ناامید شدم وقتی متوجه شدم و تجربه کردم که ما نخبگان فکری و متخصصین فنی شهرها و بخشهای مختلف همزبان و هم فرهنگ نخواستیم و یا نتوانستیم که باهم حرف و گفتگوی داشته باشیم و با همدلی و همفکری برای هدفی مشترک و جمعی کاری مشترک انجام دهیم. بنابراین این هیاهو برای هیچ علت ضعف و ناتوانی فکری و رفتاری ما نخبگان است و الا مردمان منطقه همه خود را خودمونی و با هم برادر می‌دانند.

فکر می کنم اگر جناب نماینده یا دیگر مدافعان زبان در لار و یا در شهرستان‌های دیگر می‌خواستند برای نام درست و با مسمایی برای زبان مادری خود و مورد قبول منطقه کاری کنند که اختلافات کم شود و دوستی افزون گردد، از جنبه مادی مشکلی نداشتند چون من سه سال قبل برای قبول هزینه‌های مادی این کار اعلام آمادگی کرده بودم و پیش‌بینی هم کرده بودم که باید هر چه زودتر تصمیمی جمعی و مورد قبول نسبی برای همه گرفته شود و الا دیر یا زود به مناقشه ختم خواهد شد، این پیشنهاد هنوز هم منتفی نشده به شرطی که منافع و مصالح همه مردم منطقه در آن باشد و نخبگان بی تعصب به کار و گفتگوی آکادمیک و راهگشاه بپردازند.

شاید چندان هم محل ایراد نباشد اگر کسانی فکر کنند که نوشتن این نامه‌ی بی‌موقع و غیر لازم شبهه برانگیز و هدفمند است. شاید هدف نامه بازگردانیدن سیادت سیاسی و اقتصادی اقلیتی پر مدعا در شهر لار بر جنوب استان فارس و غرب هرمزگان بدون توجه به  تغییرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در منطقه بخصوص خواسته‌های دیگر شهرها و بخش‌های آن باشد. این شبهه زمانی بیشتر می‌شود که شاهد باشیم در برابر کوچکترین پاسخی از شهرستان خنج، بلافاصله اکثریتی از مدعیان فکری و فرهنگی و یا لیدرهای خود خوانده و هژمونی‌طلب شهر لار همچون دکتر رحیمی‌نژاد، دکتر وثوقی، دکتر مریدی، صمد کامجو و تمامی شورای شهر لار به پشتبانی این نامه با تمام توان‌شان به میدان آمدند و حتی از جوانان جویای نام وابسته به خود که مثلا لاری نباشند نیز یاری طلبیدند  که شاید بتوانند به قول معروف گربه را دم حجله بکشند و جلو سیل بیداری از ابتدا بگیرند.

نیروگاه ۹۶۰ مگاواتی یا حلوای مسقطی

هم اکنون سئوالی که مطرح می شود این است: نماینده‌ای که به پایان دوره نمایندگی‌ش رسیده چرا این سنگ تفرقه را در چاه آب دوستی و مودت مردمان همزبان این شهرستان‌ها انداخته، که چه نتیجه ای بگیرد؟ و چه خاطره خوبی از خود به یادگار گذارد؟ این بلبشوی برای هیچ را برای چه هدفی بین نخبگان و قلم به دستان به وجود آورده است؟ مگر نه این است که مردمان نجیب و خود ساخته قرن‌ها است که با هم هستند و با هم وصلت، مجالست و معامله دارند و بازار و میدان لار به همراهی همین مردمان رونق داشته، اینان با نابخردی هدف‌شان را از شهرستانی شروع کرده‌اند که بیشتر از دیگر شهرستان‌های منطقه مورد توجه و نظر دیگران است و دوست دارند که خنج با آنها باشد.

کودنی و کوتاه‌نظری همین بس که بدانند رقیبان لار در خنج با آینده‌نگری خود، نیروگاه ۹۶۰ مگاواتی برق ایجاد می‌کنند و اینان به زور و فریاد می‌خواهند بگویند زبان شما لاری‌ست، حرف نزنید. هوشیاران می‌دانند که نزدیک دو سوم برق این نیرو گاه برای کارخانه آلومینیم شهرستان دیگری‌ست و هر مهندس تازه‌کاری هم می‌داند که همین نیروگاه اگر کنار دریا می‌ساختند هم نزدیکتر به محل کارخانه آلومینیم بود و هم می‌توانست آب مکفی از دریا شیرین کند و هم در هوای رطوبتی ساحل با راندمان بالاتری برق تولید نماید. از نظر مهندسی و فنی به دلیل کم‌آبی و هوای خشک و گرم خنج محل مناسبی برای چنین نیروگاهی نیست، ولی برای دوراندیشان آینده‌نگر و برنامه‌ریز این پروژه با آگاهی از این مسائل فنی باز هم خنج برای‌شان مهمتر بوده چون هم مخازن بزرگ گاز آماده بهره‌برداری دارد و هم برای یارکشی در آینده تقسیم استان فارس وزنه‌ای خواهد بود. حال خودبزرگ‌بینان لار بیایند سر حلوا مسقطی و نام اچمی معرکه به پا دارند. شما خوانندگان تیز هوش، پیدا کنید پرتقال فروش را.

 راستش نمی‌دانم ولی امیدوارم که این سنگ جلوی پای منتخب جوان مجلس نیفتاده باشد که حرکت وفاق و سازندگی چهار سال آینده ایشان برای رونق اقصادی منطقه را فشل کند. در خبرها دیده ام که دکتر جعفر پور جزء اولین نفرهایی بودند که در فرمانداری لار به این جوان منتخب و جویای نام و کار تبریک گفته است، ولی سیاست سیاست است و بازی با حریفان خود نیز یک نوع سیاسی کاری‌ست. آرزومندم که چنین نباشد و نماینده جدید بتواند فارغ از مقال‌های کلامی تفرقه و فتنه‌انگیز این جدال بی‌مورد با همکاری و همیاری نخبگان دلسوز و آگاه هر چهار شهرستان و فارغ از اثرات منفی این نامه و مدعیان و مدافعان زبان «اچمی» یا «لاری» به همبستگی بیشتر این مردمان همزبان کمک کند. اگر ایشان نتواند حرکت سیاسی و بلبشویهای جنجالی برای هیچ را با درایت و حرکت درست در میان مردم هر چهار شهرستان به خوبی هدایت و کنترل کند و یاران و همکاران  منتخبش را در این چهار شهرستان دور از این هیاهوها نگه‌دارد و خود تحت تاثیر شانتاز و یا تعارفات بازی‌های سیاسی این گروه قرار نگیرید به خیر و صلاح همه خواهد بود. شاید این هیاهو برای این است که او را مشغول دارند و یا  به خدمت خود در آورند.

مسابقه‌ای برای اندیشیدن

در پایان این نوشته دوست دارم به اطلاع خوانندگان برسانم که راقم این یادداشت در اسفندماه گذشته با مدیران سایت آفتاب لارستان، گریشنا و دوستی ازاهل قلم در اوز که به سایت‌های اوز نزدیک است و با آن‌ها همکاری دارد تماس داشته‌ام و به این عزیزان پیشنهادی دادم برای ایام خانه‌نشینی اجباری فرهیختگان و دارندگان اندیشه خلّاق در هنر و فرهنگ که اهل فکر و قلم هستند در تمامی جغرافیا زبانی و فرهنگی منطقه که به جبر کرونا باید در خلوت خود باشند، فراخوانی داده شود، که بیایند در موضوع‌های مختلفی که برای آینده و بیشرفت تمامی منطقه مفید باشد و به همدلی، همکاری و نزدیکی همه شهرها و بخشهای کمک کند یادداشت، مقاله، شعر، طنز و یا داستان بنویسند و در سایتها تمامی شهرها و بخشهای منطقه از لنگه و عباسی گرفته تا جویم و خنج منتشر شود. آن وقت با انتخاب چهار داور از چهار شهرستان و نظر خوانندگان هر سه روز یک بار، چهار نوشته در چهار موضوع به عنوان نوشته برتر آن سه روز انتخاب شود و به رسم یادگاری به  هر چهار نویسنده و یا شاعر و یا طنز نویس که منتخب داوران و خوانندگان باشند به هر کدام یک میلیون تومان پرداخت شود. همچنین به منتخبین دوم و سوم نیز مبلغی به عنوان تشویق داده شود. این دوره سه روزه تکرار و ادامه داشته باشد تا وقتی که شر کرونا کنده شود. البته قرار شد به داوران و سایت‌ها هم به دلیل کار و زحمت‌شان نیز پرداختی قابلی در نظر گرفته شود که کمکی به فرهنگ رسانه منطقه شود. چون خودم در ایران نیستم تمام ایده و موضوع به این سه نفر سپردم که با هم فکری خود و یارانشان در راستای ارتقاء دوستی و مودت و بالندگی تفکر و اندیشه فراخوانی بوجود بیاورند که در خدمت همه شهرها و بخشها باشد. متاسفانه تا امروز از آن فراخوان خبری نشده.  کاش این عزیزان رسانه ای با همفکری و همکاری یکدیگر فراخوان را عملی می‌کردند هم کمکی می‌شد به اهل فکر و قلم و اندیشه و هم وقت افراد و امکانات رسانه‌ای خودشان یا وقت خوانندگان‌شان برای هیاهویی برای هیج تلف نمی‌شد.

دیگر یادداشت‌های گراشی از دبی در گریشنا: bit.ly/Ger-Dubai

ارتباط با نویسنده: gerashiazdubai@gmail.com

سایه سنگین کرونا بر تابستان جنوب فارس

$
0
0

هفت‌برکه: از ابتدای تابستان ۱۳۹۹ تا امروز ۷ نفر به آمار درگذشتگان کرونا شهرستان گراش اضافه شده است. 

تعطیلی ۱۰ روز گریشنا باعث شد آمار کرونا کمتر دیده شود اما بررسی ۳۶ روز اخیر نشان می‌دهد کرونا با شدت در گراش و جنوب فارس حضور دارد و آمار قربانیان افزایشی است. در دو هفته گذشته ۴ نفر در گراش، ۴ نفر در اوز، یک نفر خنج و ۲۱ نفر در لارستان در اثر کرونا جان باخته‌اند. این نشان می‌دهد همزمان با مرگ روزانه حدود ۲۰۰ نفر در کل کشور، جنوب فارس هم وضعیت مناسبی ندارد.

دوم تیرماه با مرگ یک افغانستانی ساکن اوز در بیمارستان گراش موج دوم کرونا آغاز شد و آمار بستری‌های بخش کرونا به بالای ۳۰ نفر رسید. قرمز شدن وضعیت شهرستان گراش تعطیلی دو هفته‌ای اصناف در تیرماه ۱۳۹۹ را در پی داشت.

۱۴ تیرماه سومین فوتی شهرستان گراش یک بیمار ۹۴ ساله بود. ۱۶ تیرماه یک مرد ۶۵ ساله فوتی بعدی بود. در ساعت‌های بامداد ۱۹ تیر خبر فوت یک بیمار ۵۴ ساله دارای بیماری آسم منتشر شد. 

۲۱ تیرماه ۱۳۹۹ با مرگ ۳ نفر در بیمارستان گراش تلخ ترین روز بیمارستان گراش از ابتدای کرونا بود. از این سه نفر دو نفر اهل شهرستان گراش بودند و آمار متوفیان کرونا شهرستان به ۷ نفر رسید. خانم ۴۱ ساله گراشی دارای بیماری زمینه‌ای پیوند کلیه، آقای ۷۳ ساله گراشی دارای بیماری زمینه‌ای و آقای ۶۶ ساله اهل گله‌دار دارای بیماری زمینه‌ای متوفیان شنبه سیاه کرونا بودند.

از ۲۱ تیرماه بازگشایی اصناف با رعایت پروتکل‌های بهداشتی انجام شد و جمعه ۲۷ تیرماه با مرگ خانم ۸۲ ساله گراشی، آمار متوفیان کرونا به ۸ نفر رسید.

در اواخر تیرماه خبر ابتلای دکتر احمد عبداللهی رییس دانشکده علوم پزشکی گراش به کرونا نیز منتشر شد. وضعیت بیماری دکتر عبداللهی خوشبختانه چندان شدید نبود و او روزهای آخر قرنطینه را می‌گذراند.

آمار تا پایان ماه اول تابستان

روابط عمومی دانشکده علوم پزشکی گراش با پایان تیرماه آمار تست‌های انجام شده، مبتلایان قطعی و بستری و سرپایی، از ابتدای شیوع بیماری کرونا تا پایان تیرماه را اعلام کرد.

از ابتدای کرونا ۴۱۴۷ مورد تست‌های PCR انجام شده در شهرستان گراش از افراد بومی و دیگر مراجعان انجام شده است. ۱۲۵۹ نفر از اهالی شهرستان گراش دارای تست مثبت بوده‌اند از افراد تست مثبت ۱۳۳ نفر بومی شهرستان گراش در بیمارستان بستری شدند. 

بیمارستان گراش فقط میزبان گراشی‌های نبود از ابتدای کرونا ۳۲۰ نفر بیمار کرونا و مشکوک به کرونا دارای علائم تنفسی در بیمارستان گراش بستری شدند که ۳۱۰ نفر درمان شده و ۱۰ مورد فوتی کرونا ثبت شده است. ۸ بیمار فوتی از اهالی شهرستان گراش بودند. 

جمعه ۳ مردادماه با مرگ یک مرد ۷۵ ساله گراشی آمار رسمی کرونا در گراش به ۹ نفر رسید. روز یکشنبه ۵ مرداد آقای ۶۸ ساله، اهل یکی از روستاهای توابع اشکنان (لامرد) جان خود را از دست داد تا آمار متوفیان بیمارستان گراش به ۱۲ نفر برسد که ۹ نفر آنانی از اهالی شهرستان گراش بوده‌اند. 

لارستان: فوت ۲۰ نفر در ۱۵ روز

در دو هفته گذشته مجموعه علوم پزشکی لارستان که شهرستان‌های لارستان، اوز و خنج را پوشش می‌دهد نیز با مرگ ۲۶ نفر مواجه بود.

بعد از شنبه سیاه گراش با مرگ دو نفر، یکشنبه ۲۲ تیرماه نیز ۵ نفر در لارستان، خنج و اوز فوت کردند. زن ۴۹ ساله از شهرقدیم لار، دختر ۱۴ ساله از اتباع خارجه در شهرجدید لار با سابقه دیابت، زن ۶۵ ساله اهل جویم، زن ۷۴ ساله اهل مکویه خنج، مرد ۳۴ ساله اهل اوز متوفیان این روز بودند.

سه‌شنبه ۲۴ تیر یک روز بد دیگر بود. یک زن ۵۴ ساله (با سابقه دیابت و فشار خون) و دو مرد ۸۵ و ۱۰۴ ساله سه فوتی این روز همگی از شهر لار بودند. چهار شنبه ۲۵ تیرماه، یک مرد ۶۷ ساله از شهر لار آمار لارستان را به ۳۰ نفر رساند. روز بعد یعنی پنجشنبه نیز دو مرد ۶۴ و ۶۷ ساله در شهر لار و یک مرد ۶۶ ساله در بخش بنارویه به این آمار اضافه شد. جمعه نیز یک زن ۴۸ ساله ساکن شهرجدید لار فوت کرد.

هفته آخر تیرماه نیز روند فوتی‌ها ادامه داشت. یکشنبه ۲۹ تیرماه سه مرد ۵۱، ۷۰ و ۸۳ ساله اهل لار درگذشتند که معروف‌ترین آن‌ها دکتر ناصر زینلی دندانپزشک شناخته شده لاری بود. ۳۰ تیرماه سه فوتی دیگر ثبت شد د یک زن ۶۳ ساله از منصورآباد و ۲ مردِ ۸۲ و ۸۵ ساله به ترتیب از ده فیش و فیشور تشکیل می دهند.

قربانیان سه شنبه ۳۱ تیرماه، را یک زن ۷۶ ساله از شهر لار و یک زن ۸۶ ساله از کوره در شهرستان اوز تشکیل می دهند.

آمار مردادماه با مرگ مرد ۷۹ ساله اهل بنارویه در ۲ مرداد آغاز شد.۴ مردادماه نیز مرگ سه نفر گزارش شده است دومرد ۶۹ و ۷۳ ساله در روستاهای «هود» از توابع شهرستان اوز و «ده میان» از توابع بخش صحرای باغ لارستان و یک زن ۷۶ ساله از بخش «جویم» بود. ۵ مرداد با مرگ یک مرد ۸۶ ساله ساکن شهرجدید لار تعداد کل متوفیان لارستان به ۴۵ نفر رسید. 

 

 

 

هم‌نشینی شاعران جنوب فارس، در هفتمین شب شعر پیامبر اعظم(ص) گراش

$
0
0

هفت‌برکه: هفتمین شب شعر پیامبر اعظم(ص) با حضور شاعرانی شهرستان‌های گراش، لارستان، خنج و اوز و حضور مجازی شاعرانی از شیراز و تهران در گراش برگزار شد.

به گزارش هفت‌برکه شیوع کرونا باعث تعطیلی هفتمین شب‌شعر پیامبر اعظم(ع) نشد اما فضای متفاوتی را به این شب شعر داد. شب شعر امسال سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۹ در شام میلاد پیامبر (ص) با رعایت نکات بهداشتی در فضای باز حسینیه حضرت ولی‌عصر(عج) گراش برگزاری شد.

هفتمین شب شعر پیامبر اعظم را موسسه فرهنگی هنری هفت‌برکه با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس و ادارات فرهنگ و ارشاد شهرستان‌های لارستان، گراش، اوز و خنج برگزار می‌کند. این شب شعر در سال‌های پیشین در دهه آخر ماه صفر برگزار می‌شد که از سال گذشته زمان برگزاری آن به هفته وحدت منتقل شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمدباقر بخشایش‌پور امام جمعه گراش با اشاره به قدرت شعر گفت: «ساعت‌ها صحبت را می‌توان در چند بیت شعر رساند چون شعر یک بلندگوی قوی است.»

امام جمعه گراش با بیان روایتی گفت: «پیامبر اکرم خطاب به حضرت علی فرمودند اگر دیدی مردم مشغول مستحبات هستند تو به واجب برس‌. هر جایی که شعر با فعل آمیخته شد تاثیر خواهد گذاشت.»

بخشایش‌پور با ذکر مثال‌هایی از تاثیر شعر گفت: «شعر جایگاه خود را پیدا کرده است. امروز روز استکبارستیزی بود و چه شعرهای زیبایی سرود شد. شعری موفق است که منابع دینی ما وصل باشد.»

علی داوری‌فرد با شعری با مطلع «معنی شعر، خدا خواست که انسان بشوی/که محمد بشوی آیه‌ی قرآن بشوی» آغازگر شعرخوانی در این شب شعر بود. 

صادق رحمانی قصیده‌واره یتیم را تقدیم به حضرت محمد(ص) خواند و بعد از آن چندین شعر نیمایی در فضای طبیعت و تاریخ گراش خواند شعرهای او درباره کلات و «نیاز» کارگر بازنشسته شهرداری گراش با استقبال حاضرین همراه شد. 

خلیل رویینا و عبدالرضا مفتوحی از انجمن شعر آفتاب لارستان در این شب شعر حضور داشتند. مفتوحی با دو شعر محلی در شب شعر حضور داشت. او با شعر سفرنامه، سفری به دیدنی‌های لارستان داشت. موذنی از خنج نیز دیگر مهمان این برنامه بود.

گروه هماوایان تهران نیز با ارسال دو کلیپ همراه شب شعر گراش بودند. استاد کافی و خانم فاضلی دو شاعر شیرازی به دعوت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس به حضور مجازی در شب شعر حضور داشتند  و شعرخوانی آنان برای حاضرین پخش شد. 

خانم‌ها نیز سه نماینده در این شب شعر داشتند خانم نجاتی از اوز با شعر «مهر محمد»، خانم کیانی‌نژاد از خنج با شعری با مطلع «جهان از عشق خالی بود» مهمانان شهرستان‌های همجوار بودند. معصومه بهمنی شاعر گراشی نیز دو شعر خواند که شعر دوم او  تعریضی به مکرون رییس‌جمهور فرانسه بود.

اجرای گروه سرود نوجوانان راویان آفتاب و مولودی‌خوانی مداح مشهدی دیگر برنامه‌ها برای تکمیل جشن میلاد بود.

در بخش پایانی با حضور بخشایش‌پور امام‌جمعه گراش،زمانی سرپرست فرمانداری گراش، امیدبخش معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، جهانبانی مسئول دفتر نماینده مجلس در گراش، نوروز رییس بنیاد شهید، گله‌داریان جانشین فرمانده سپاه، آینه‌افروز رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گراش،شامحمدی مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری هفت‌برکه و عالی‌پور و شیرزادی از اعضای هیات امنای حسینیه ولی‌عصر (عج) از شاعران حاضر در این شب‌شعر تقدیر شد.

 

 

 

 

شوراهای ۴ شهرستان دور یک میز

$
0
0

هفت‌برکه: در سال پایانی فعالیت شورای پنجم نخستین نشست مشترک شوراهای اسلامی  شهرستان‌های جنوب فارس در لار برگزار شد. تاسیس اداره کل حمل و نقل جاده‌ای و عبور خط راه‌آهن از منطقه از خواسته‌های اصلی روسای این چهار شورا بود.

به گزارش روابط عمومی شورای شهرستان لارستان، نخستین نشست مشترک هیئت رییسه شورای اسلامی شهرستان‌های لارستان، خنج، گراش و اوز عصر روز شنبه ۹ اسفند در سالن جدید جلسات شورا برگزار شد.

در این جلسه حاضران در مورد راهکارهای همکاری و هم‌افزایی برای حل مسائل کلان ۴ شهرستان بحث و گفتگو کردند. قرار شد در اولین فرصت نشست مشترک بعدی به میزبانی شورای شهرستان اوز برگزار شود. حاضران در جلسه خواستار دعوت از نماینده مجلس در نشست بعدی و نیز دیدار مشترک با استاندار فارس شدند.

احمد منصوری رییس شورای اسلامی شهرستان گراش به ‌همراه رشیدی نایب رئیس این شورا نمایندگان شهرستان گراش در این جلسه بودند. منصوری گفت: تلاش برای راه‌اندازی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای، نه تنها برای لارستان بلکه برای ۳ شهرستان دیگر مفید و تأثیرگذار خواهد بود.

حفظ وحدت در منطقه، تسریع در اجرای تونل بالنگستان و ضرورت به کارگیری نیروهای بومی در ادارات شهرستان سه ضرورت مورد تاکید رییس شورای شهرستان گراش بود. 

علی رام برزین رییس شورای اسلامی لارستان و میزبان نشست با تاکید بر هماهنگی شوراهای فرادست منطقه به لزوم ورود شوراهای چهار شهرستان به همه مسائل و موضوعات کلان اشاره کرد.

رام‌برزین از همکاران خود در شوراها خواست به نامه‌نگاری اکتفا نکنند ودر موضوعات مشترکی همچون عبور خط آهن از منطقه پیگیری مداوم داشته باشند. 

نامدار رییس شورای اسلامی شهر لار مهمان ویژه نشست مشترک روز شنبه بود که با قدردانی از تشکیل این جلسه به معطوف شدن برنامه‌ها و پیگیری‌ها بر دو موضوع «اقتصاد گردشگری» و «تأسیس اداره کل راهداری لارستان» تاکید کرد.

جعفر راستگو رییس شورای اسلامی شهرستان اوز با انتقاد از جدی نگرفتن جایگاه شورای شهرستان از سوی مسئولان گفت: «شورای شهرستان جایگاه ویژه و مستقلی دارد و باید به همه مسائل مهم منطقه ورود کند.»

دکتر اردشیر رزم‌پور رییس شورای شهرستان خنج با تمجید از اتحاد و انسجام مثال زدنی در منطقه لارستان بزرگ به دو موضوع اصلی اشاره کرد: درخواست از مسئولان علوم پزشکی لارستان برای تفویض اختیارات بیشتر به مجموعه بهداشت و درمان خنج و تأکید بر استفاده از ظرفیت کم‌نظیر خیرین منطقه در سرمایه‌گذاری برای کاهش بیکاری مورد اشاره شورای شهرستان خنج بود.

انتقاد از برخی مدیران غیربومی لارستان و شناخت ناکافی آنان نسبت به فرهنگ، مطالبات و دغدغه‌های مردم و همچنین لزوم تلاش و رایزنی بیشتر برای عبور خط ریلی از منطقه لارستان موضوعات مورد اشاره نوروزی عضو شورای بخش بیرم و نماینده لارستان در شورای اسلامی استان بود.


نماینده در سال ۹۹ برای خنج چه کرد؟

$
0
0

هفت‌برکه: پیگیری پروژه بزرگ تقویت فشار میادین گازی خنج، رفع مشکل نوسانات برق و اینترنت‌دار شدن روستاهای این شهرستان از مهم‌ترین نکات در گزارش عیدانه نماینده مجلس در مورد شهرستان خنج بود. 

در این گزارش، روابط عمومی دفتر نماینده، به نقل از او نوشته است: «خنج برای خروج از محرومیت نیازمند یک اتفاق بزرگ است.»

مهمترین دیدار مهندس حسین‌زاده در روزهای تبلیغات انتخابات مجلس در خنج با امام جمعه اهل سنت این شهر این بود. شیخ عبدالصمد ابونجمی در این دیدار گفت که منطقه به یک نیروی جوان، متخصص و کارآمد نیاز دارد.

حسین‌زاده کاندیدای جوان و متخصصی بود که پس از رای‌آوری تلاش کرد، اقدامات مهم و اساسی برای توسعه خنج انجام دهد. او می‌گوید: «رویکرد من توسعه متوازن چهار شهرستان است. خنج علیرغم اینکه ۱۵ سال پیش به شهرستان ارتقا پیدا کرد، اما از محرومیت‌هایی رنج می‌برد که شاید ناشی از تبعیض و یا نگاه غیرعادلانه در توسعه منطقه باشد. امیدوارم در طول دوران نمایندگی فرزند کارآمدی برای مردم بزرگ و عزیز خنج باشم و گام‌های بلندی برای پیشرفت این شهرستان که دیار نام‌آوران است، بردارم.»

به همین دلیل اولین مقصد سفر منطقه‌ای مهندس حسین‌زاده پس از آغاز به کار مجلس یازدهم، شهرستان خنج بود و در جلسه‌ای که با حضور مدیران ارشد شرکت برق در یک روز گرم خردادی در روستای کورده برگزار شد، مهندس حسین‌زاده با دستور قطع برق سالن جلسه، مسئولان را متوجه محرومیت منطقه و لزوم انجام اقدامات جدی و فوری کرد. که در پی این اقدام و پیگیری‌هایی که انجام شد، مشکل نوسانات برق روستاهای کورده، فدویه و گرمشت شهرستان خنج حل و ایستگاه مولد دیزلی کورده از یک ژنراتور فعال به سه ژنراتور مجهز شد.

همچنین مسئولان دفتر نماینده در شهرستان خنج از همان ابتدا با دستور مهندس حسین‌زاده مامور بررسی و پیگیری محرومیت‌های روستاها و شهرهای خنج شدند.

مهندس حسین‌زاده نیز در همان روزهای نخست همراه با مدیرکل راه و شهرسازی لارستان از محورهای مواصلاتی خنج بازدید و در طول چند ماه گذشته و در دیدار با وزیر راه پیگیر تسریع ساخت محورهای لامرد – خنج، فیروزآباد – قیر – خنج و باغان – کورده و اصلاح پرخطر گردنه محمله شد که پروژه گردنه محمله با اختصاص اعتباری بالغ‌ بر ۲۱ میلیارد ریال در ماه‌های پایانی سال گذشته قوت گرفت.

علاوه بر این توسعه زیرساخت‌های ارتباطی نیز در دستور کار نماینده جوان مجلس یازدهم قرار گرفت. آبان ماه سال گذشته مدیرکل ارتباطات و فناوری اطلاعات و مدیرکل مخابرات استان فارس برای پیگیری مسائل و مشکلات حوزه مخابرات به شهرستان خنج و روستای چاه‌طلا سفر کردند‌ و اقداماتی را پیگیری کردند که بسیاری از آنان تا پایان سال ۹۹ به سرانجام رسید و تعدادی از روستاها به اینترنت پرسرعت متصل شدند.

برق شهرستان خنج نیز وضعیت مناسبی ندارد و مهندس حسین‌زاده در سال گذشته پیگیر اختصاص ۳۰ میلیارد تومان اعتبار برای ایستگاه ۱۳۲ کیلوولت شد.

اما توسعه و پیشرفت خنج نیازمند رقم خوردن یک اتفاق بزرگ در این شهرستان است. از این رو مهندس حسین‌زاده پیگیر تحقق یک پروژه بزرگ و ملی در شهرستان خنج شد؛ ابرپروژه‌ای که پیش از دوره نمایندگی و در دورانی که در شرکت ملی نفت مسئولیت داشت، پیگیر انجام آن بود.

این پروژه بزرگ ۱۳۰ میلیون یورویی تقویت فشار میادین گازی خنج است که به سرانجام رسیدن آن موجب اشتغال ۳۰۰ نفر به صورت مستقیم و ۷۰۰ نفر به صورت غیرمستقیم خواهد شد. هدف از اجرای آن نیز تثبیت تولید گاز در میادین جغرافیایی جنوب فارس است.

 پیگیری برای ساخت مجتمع فرهنگیان، تکمیل شهرک صنعتی خنج، تامین آب آشامیدنی روستاهای خنج، احداث خانه بهداشت جنگویه، آشنا، سیف آباد، لاغر، گرمشت و… نیز از جمله اقدامات مهندس حسین‌زاده در سال ۹۹ بود. او در دیدار با مسئولان استانی و کشوری توانست اعتباراتی برای تکمیل این پروژه‌ها دریافت کند. ۳ میلیارد تومان نیز برای تکمیل و تجهیز زمین‌های چمن کوچک روستاهای فدویه، گرمشت، آشنا، حسین‌آباد، مکویه، کهنویه، لاغر و جهره و تکمیل و تجهیز مرکز بهداشت محمله، گرمشت، آشنا، جنگویه، شیرداشی و کهنویه جذب شد.

در روزهای پایانی سال نیز خبر خوش اختصاص صد میلیارد تومان اعتبار برای تکمیل چهار پروژه مهم و اولویت‌دار چهار شهرستان با پیگیری‌ها نماینده اعلام شد که یکی از پروژه‌های مهم شهرستان خنج از محل این اعتبار تکمیل خواهد شد.

کار مگاپروژه گازی خنج شروع شد

$
0
0

هفت‌برکه: عملیات اجرایی احداث ایستگاه‌های تقویت فشار گاز هما، وراوی و مرکز تفکیک تابناک با حضور مجازی وزیر نفت آغاز شد. حسین‌زاده این طرح یک مگاپروژه برای توسعه گازی خنج می‌داند.

به گزارش روابط عمومی دفتر حسین حسین‌زاده، پیش از ظهر دوشنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۰؛ آیین آغاز عملیات اجرایی احداث ایستگاه‌های تقویت فشار گاز هما، وراوی و مرکز تفکیک تابناک به صورت ویدئو کنفرانس با حضور مجازی زنگنه وزیر نفت برگزار شد. این طرح شامل احداث ایستگاه تقویت فشار گاز هما خنج، وراوی و مرکز تفکیک تابناک لامرد با سرمایه‌گذاری بالغ‌ بر ۲۸۱ میلیون یورو، با هدف نگهداشت و افزایش سقف تولید ۶۰ میلیون متر مکعب گاز در روز است و اشتغالزایی در سطح سه هزار نفری را خواهد داشت.

حسین  حسین‌زاده رئیس کمیته نفت و فرآورده‌های نفتی و نماینده مردم لارستان، خنج، گراش و اوز، عباسی رئیس کمیسیون انرژی مجلس و نماینده مردم کازرون در مجلس، موسوی نماینده لامرد و مهر در مجلس،رحیمی نماینده سروستان در مجلس،  حجازی مدیرعامل و رئیس هیات مدیره شرکت نفت‌وگاز پرشیا (وابسته به ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره))،  محمدی مدیرعامل شرکت بهره‌برداری نفت‌ و گاز زاگرس جنوبی و مجموعه مدیران وزارت نفت، در سالن پالایشگاه پارسیان سپهر لامرد برگزار شد.

دهقان رئیس توسعه مدیریت شرکت ملی نفت ایران،آقامحمدی معاون نظارت و هماهنگی در سیاست‌های اقتصادی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و کرباسیان رئیس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نیز از مدیران بودن که به صورت مجازی در این نشست حضور داشتند.

این طرح از جمله طرح‌هایی است که مهندس حسین‌زاده پیش از نمایندگی در زمان حضور خود در چاه‌های عملیاتی به دنبال اجرای آن بود و ۱۰ خرداد عملیات اجرایی آن آغاز شد. این طرح باعث اشتغال مستقیم ۳۰۰ نفر در شهرستان خنج می‌شود.

میدان گازی ارم در محدوده شهرستان خنج قرار دارد. به گزارش سایت شرکت ملی نفت ایران، مدیرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی در این برنامه گفت: توسعه میدان های ارم و پازن به عنوان میدان های گازی مستقل همجوار پالایشگاه با مجموع دبی ۳۰ میلیون متر مکعب با ذخیره مطمئن و قابل توجه، در طرح ضربتی گاز تعریف و برنامه ریزی شده که با پیگیرهایی که در حال انجام است، به زودی عملیاتی می شود.

رامین حاتمی در مورد ضرورت اجرای این طرح گفت: «با توجه به افت طبیعی میادین و اهمیت تامین خوراک پایدار پالایشگاه ها، مجموعه اقدام هایی از سوی وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران برنامه ریزی و پیگیری شد که امروز با دستور وزیر نفت، عملیات اجرایی نخستین حلقه از مجموعه این اقدام ها، آغاز می شود.»

در این طرح افزون بر ایستگاه تقویت فشار و مرکز تفکیک، ۸۸ کیلومتر خطوط لوله جدید، ۹۰ کیلومتر خطوط انتقال برق و ۴ ایستگاه فشار قوی احداث می شود. که در محدوده شهرستان‌های لامرد، مهر و خنج قرار دارد.

فارس عسلویه دوم می‌شود

به گزارش خبرنگار شانا، حسین حسین‌زاده، در آیین امضای تفاهم‌نامه انجام مطالعات توسعه میدان آزادگان و آغاز عملیات اجرایی طرح نگهداشت تولید گاز میدان‌های هما، وراوی و تابناک گفت: تفاهم‌نامه امروز ارزشی حدود ۲۸۱ میلیون یورو دارد که ۳۶ ماهه ساخته می‌شود.

وی افزود: وقتی ما سبد انرژی خود را در پارس‌جنوبی بیش از ۷۰ درصد گاز قرار داده‌ایم، بی‌شک این میدان با افت فشار و افت تولید نیز روبه‌رو خواهد شد، از این رو برای جلوگیری از این مشکل باید میدان‌های پیرامونی را توسعه دهیم که تفاهم‌نامه امروز همسو با این مهم و فشارافزایی میدان‌های نفتی انجام می‌شود.

حسین‌زاده با بیان اینکه پروژه امروز اشتغال‌زایی خوبی به‌ویژه در فارس ایجاد می‌کند، گفت: استان فارس خطوط لوله گاز پرشمار، پالایشگاه و میدان‌های مشترک بسیاری دارد که فارس را به هاب انرژی تبدیل کرده و به نوعی فارس به عسلویه دوم بدل شده است.

وی ادامه داد: در پروژه‌ای که تفاهم‌نامه آن امروز امضا شد ۸۰ درصد نیروهای آن بومی هستند.

رئیس کمیته نفت کمیسیون انرژی مجلس به ضرورت ایجاد مرکز پژوهش‌های توسعه گازی در کشور اشاره و اظهار کرد: صنعتی که در شهرستانی ایجاد می‌شود باید در حوزه‌های مختلف کمک‌کننده باشد، همچنین توصیه می‌کنیم که در این پروژه برای حفظ محیط زیست از سیستم‌های تصفیه پساب استفاده شود.

درخواست نماینده برای تقسیم حوزه انتخابیه

$
0
0
هفت‌برکه: حسین‌زاده در گفتگو با خبرگزاری مجلس خواهان تقسیم حوزه انتخابیه لارستان، خنج، گراش و اوز به دلیل گستردگی شد.
 
حسین حسین‌زاده ۱۰ مردادماه در گفت‌وگو با خبرنگار  خبرگزاری خانه ملت، در خصوص اهمیت اصلاح جدول حوزه‌های انتخابیه قوه مقننه، گفت: «مناطق لارستان و خنج و گراش و اوز ۲۰ درصد مساحت استان فارس را تشکیل می‌دهند، در حالی که مطابق تقسیم‌بندی جدول حوزه‌های انتخابیه فقط یک نماینده دارد.»

نماینده مردم لارستان و خنج و گراش و اوز در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: «وقتی تعداد نمایندگان افزایش یابد و وسعت حوزه‌های انتخابیه کاهش یابد، مسائل و کاستی‌ها در مناطق سریع‌تر پیگیری و برطرف خواهند شد.»

وی با اشاره به اینکه علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته هنوز نتوانسته در حدود هفتاد درصد روستاهای حوزه‌اش حضور یابد، ادامه داد: «این مهم در حالی‌ست که کوچک شدن حوزه‌های انتخابیه می‌تواند سبب افزایش خدمات‌رسانی شود و این امر سبب کاهش مهاجرت‌ها نیز خواهد شد.»

این نماینده مردم در مجلس یازدهم با بیان اینکه در برخی از حوزه‌های انتخابیه شاهد وجود جمعیت ترکیبی از حیث فرهنگی، قومی و مذهبی مانند اهل تشیع و اهل تسنن هستیم، افزود: «بر اساس شاخص‌های افزایش تعداد نمایندگان، هم اکنون باید تعداد نمایندگان شیراز به عنوان مرکز استان فارس افزایش یابد، چه برسد به مناطق وسیع دیگر که با پراکندگی بیشتر مواجه هستند.»

حسین زاده با اشاره به اینکه نظارت بر اجرای قانون و قانونگذاری دو وظیفه نمایندگان محسوب می‌شود اما به دلیل تمرکزگرایی مردم به منتخبان خود مراجعه می‌کنند، گفت: طبق بررسی که یکی از مسئولان انجام داده است، هفتاد درصد ورودی ترمینال‌های تهران، افرادی هستند که از شهرستان‌ها برای انجام امور اداری به پایتخت مراجعه می‌کنند؛ لذا باید با دیدگاه ملی و بدون توجه به مسائل سیاسی، به سمت بازنگری و اصلاح جدول حوزه‌های انتخابیه مجلس حرکت کنیم.

عضو مجمع نمایندگان استان فارس در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: در واقع یک نفر نمی‌تواند به امور ۸۰۰ روستا، ۱۳ شهر و ۱۱ بخش در حوزه انتخابیه لارستان و خنج و گراش و اوز به صورت کامل رسیدگی کند، زیرا توقعات مردم و حتی روند امور با شرایط یک مرکز استان تفاوت دارد.

حوزه انتخابیه لارستان از ابتدای انقلاب اسلامی دو نماینده داشت. از سال ۱۳۶۷ در انتخابات مجلس سوم با تفکیک حوزه انتخابیه لامرد، تعداد نمایندگان حوزه انتخابیه لارستان به یک نفر کاهش یافت. در سال‌های اخیر با افزایش تعداد شهرستان‌ها، نام حوزه انتخابیه به لارستان، خنج، گراش و اوز تغییر یافته است. 

مجل

Viewing all 38 articles
Browse latest View live
<script src="https://jsc.adskeeper.com/r/s/rssing.com.1596347.js" async> </script>